عهد ما مشکن و بر باد مده خاکی چند
آتشی در زده انگار به خاشاکی چند
ما چو غنچه همه دل تنگ و تو چون باد صبا
شادمان می گذری بر سر غمناکی چند
بکشی از سخن تلخ و به دَم زنده کنی
درهم آمیخته ای زهری و تریاکی چند
از وجود من و از عشق جز این بیش نماند
آتشی چند در آمیخته با خاکی چند
شهسوارا! بگذر بر صف ما صیدکنان
تا سری چند ببندیم به فتراکی چند
ای صبا! بویی از آن غنچه خندان به من آر
تا به پیراهن جان در فکنم چاکی چند
چه غم از طعن حسودان که مکدّر نکند
نظر پاک مرا طعنه ناپاکی چند
بس کن ای خواجه که ما باک نداریم ز جان
چندگویی سخن جان بر بی باکی چند
عشق و تنهایی و غم چند بود صبر جلال
چه بود زور زبونی بر چالاکی چند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از جدایی و غم میپردازد. او خود را در حالتی از دلتنگی و ناامیدی میبیند، در حالی که معشوق به آرامی و شادی از کنار او میگذرد. شاعر به توصیف حالت عشق و تنهایی پرداخته و از آتش عشق و غم درونش صحبت میکند، با این امید که بویی از یاد معشوق به او برسد. او به عدم توجه به طعنههای حسودان اشاره کرده و بر بیباکی خود در برابر دردها تأکید میکند. در پایان، شاعر شراکت عشق، تنهایی و غم را به مثابه چالشهایی در زندگی میبیند که باید با آنها دست و پنجه نرم کند.
هوش مصنوعی: عهد ما را نشکن و به باد نده، اینقدر هم که خاک و ذرات کوچکی را به آتش زدی، انگار با خاشاکهای بیارزش بازی کردهای.
هوش مصنوعی: ما مثل غنچهها دلتنگ و ناراحت هستیم و تو مانند نسیم بهاری آرام و شاداب از کنار ما میگذاری و به غمهای ما توجهی نداری.
هوش مصنوعی: اگر از صحبتهای تلخ و ناگوار دور شوی و با نفس تازه، زندگی را احیا کنی، در واقع با هم آمیختن زهر و تریاک، نشاندهندهی تضادی است که در وجود تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: از وجود من و عشق، جز این چیزی باقی نمانده است: چند تکه آتش که با مقدار کمی خاک آمیخته شده است.
هوش مصنوعی: ای سواران بزرگ! از میان ما شکارچیان عبور کنید تا چند بار گردن خود را ببندیم به زینتهایی از جنس پرچم و نشانه.
هوش مصنوعی: ای باد! کمی از عطر آن گل خوشبوی خندان را به من برسان تا در دل خود، شکافهایی برای ورود آن حس شگفتانگیز ایجاد کنم.
هوش مصنوعی: چه غم از سرزنش حسودان؟ که نمیتواند نگاه پاک و آرامش مرا با طعنههای نامناسبشان دلگیر کند.
هوش مصنوعی: بس کن، ای آقا! ما از جان خود ترسی نداریم، هرچقدر هم که درباره جان صحبت کنی، ما از بیخیالی و شجاعت خود نمیکاهم.
هوش مصنوعی: عشق و تنهایی و غم چه قدر برای انسان طاقتفرسا هستند؟ صبر و تحمل جلال چقدر میتواند در برابر ناتوانی و ضعف قرار بگیرد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو چه دانی که شدی یار چه بی باکی چند
چه هوسها که ندارند هوسناکی چند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.