مرد غوری گرسنه و تشنه
رمقی در تن از حیاتش نه
لنگ لنگان به خانه روی نهاد
هر که پرسید ازو جوابش داد
که زدم گام تا توانستم
بازگشتم همینکه دانستم
که به کعبه نمی رسم امروز
تا به کعبه بسی رهست هنوز
از سه فرسنگ شد درونم خون
چون توانم هزار رفتن چون
بعد ازین کنج عزلتی گیرم
رو به دیوار محنتی میرم
چون نیامد به دست صحبت یار
واکشم پا ز صحبت اغیار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مرد غوری که در سفر به کعبه بوده، به دلیل گرسنگی و تشنگی و خستگی از ادامه راه باز میماند. او به خانهاش برمیگردد و در پاسخ به سوال دیگران میگوید که تلاش کرده اما به مقصد نمیرسد. او از دوری از معشوق و ناکامیاش ناراحت است و تصمیم میگیرد به دور از مردم و در تنهایی به تفکر و ملالت بپردازد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که باید از صحبت با دیگران دوری کند و تنها به دردهای خود بیندیشد.
هوش مصنوعی: مرد غوری گرسنه و تشنه، از شدت ضعف و بیحال بودن، هیچ انرژی و قوتی در بدنش ندارد.
هوش مصنوعی: آهسته و با احتیاط به سمت خانه میرفت و هرکس که از او سؤال میکرد، به او پاسخ میداد.
هوش مصنوعی: هرگاه که قدم برداشتم و تلاش کردم، به محض اینکه متوجه شدم، به عقب برگشتم.
هوش مصنوعی: امروز نمیتوانم به کعبه برسم، زیرا هنوز مسیر خیلی طولانیتری برای رسیدن به آن دارم.
هوش مصنوعی: از سه فرسنگ راه درونم پر از خون شده؛ چه توانم کرد وقتی که میبینم هزار بار باید بروم.
هوش مصنوعی: بعد از این، در گوشهای دور از شلوغیها و مشکلات زندگی میروم و به دیواری تکیه میزنم که نماد سختیها و رنجهاست.
هوش مصنوعی: وقتی که صحبت با یار به دست نیامد، از صحبت کردن با دیگران دست میکشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.