جامی
»
هفت اورنگ
»
سلسلةالذهب
»
دفتر اول
»
بخش ۱۸ - اشارت به ذکر خفیه که گفته اند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب به
ذکر گنج است و گنج پنهان به
جهد کن داد ذکر پنهان ده
به زبان گنگ شو به لب خاموش
نیست محرم درین معامله گوش
به دل و جان نهفته گوی که دیو
نبرد پی بدان به حیله و ریو
نفس را مطلع مساز بر آن
تا نیفتد ز عجب رخنه در آن
بر ملک نیز کشف آن مپسند
ورنه زان راز برگشاید بند
کند آن را پی بقا و ثبات
ثبت در طی دفتر حسنات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ذکر خفی و پنهانی اشاره دارد که به معنای گنجی نهفته است. شاعر تأکید میکند که این ذکر باید به دور از سنجش و قضاوت دیگران بماند و هیچکس به آن دست نیابد. او توصیه میکند که فرد باید به زبان خاموش و دل و جان خود، این ذکر را حفظ کند تا از نفوذ شیطان و نفس در امان باشد. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که افشای این راز میتواند پیامدهای منفی و خطرناکی داشته باشد و بر ثبات و حسنات روح تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ذکر مانند گنجی ارزشمند و پنهان است. برای دستیابی به این گنج، باید تلاش و کوشش کنی و در جستجوی آن باشی.
هوش مصنوعی: برای اینکه به درستی در این مساله ارتباط برقرار کنی، بهتر است که زبانت را از بیان کردن حرفهای آشفته بازداری و سکوت را اختیار کنی، زیرا تنها عده خاصی میتوانند در این موضوع درک و شنیدن داشته باشند.
هوش مصنوعی: به دل و جان خود بگو که دشمن با نیرنگ و فریب به جنگت آمده است.
هوش مصنوعی: نفس خود را به جایی نرسان که دچار خودپسندی و عجب شود، زیرا این موجب آسیب دیدن آن خواهد شد.
هوش مصنوعی: بهتر است در مورد ملک و حاکمیت خود، آن راز را فاش نکنی، زیرا اگر آن را آشکار کنی، ممکن است درهای مشکلات برایت باز شود.
هوش مصنوعی: در پی این است که آن عمل را برای ماندگاری و استمرار ثبت کند در دفتر خوبیها.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.