دو سفیه زبان به هرزه گشای
به تعصب شدند و هرزه درای
آن یکی رو به دیگری آورد
گفت ای در نکال و خسران فرد
هر کجا در زمانه دشنامی
رفته بر لفظ خاص یا عامی
یا نرفته ست لیک می شاید
که کس از وی زبان بیالاید
همه را کردم اندر انبانی
تحفه همچو تو گران جانی
آن دگر یک زبان به هرزه گشاد
داد دشنام و ناسزا می داد
هر چه از روی بغض و کین می گفت
ناسزا گوی اولین می گفت
هست اینها همه در انبان درج
تا به کی می کنی ز انبان خرج
چون زبان را همی کنی جنبان
چیزی آور که نیست در انبان
همچنین هر چه عقل و وهم و خیال
نقش بندد ز جنس شر و وبال
اسم شاعر به عرف اهل زمان
هست بی اشتباه شامل آن
گرچه عدس برون امکان است
همه درجش درون انبان است
شاعری گرچه دلپذیرم نیست
طرفه حالی کز آن گزیرم نیست
نکته الشعیر قد یؤکل
و یذم در عرب شده ست مثل
مضرب آن مثل منم امروز
بهر خویش آن مثل زنم امروز
می کنم عیب شعر و می گویم
می زنم طعن مشک و می بویم
طعنه بر شعر هم به شعر زنم
قیمت و قدر آن بدو شکنم
چه کنم در سرشت من اینست
وز ازل سرنوشت من اینست
بهر این آفریده اند مرا
جانب این کشیده اند مرا
هر چه حق ساخت طوق گردن من
کی توانم کشید ازان گردن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، دو نفر به طعنهزنی و دشنامگویی پرداخته و هر کدام دیگری را به بیخودگویی و زیانآوری متهم میکنند. یکی از آنها بر این باور است که همه ناسزاگوییها در یک انبان جمع شده و بیفایده است، و دیگری به طور مداوم به عیبجویی و دشنامدادن ادامه میدهد. شاعر به نوعی خود را در دامی میبیند که به واسطه سرشت و سرنوشتش در آن گرفتار شده و نمیتواند از این سرنوشت فرار کند، گویی که همواره محکوم به نقد شعر و ادبیات است، حتی در زمانیکه خود به آن انتقاد میکند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که این رفتارها جزو ذات او هستند و نمیتواند از آن دور شود.
هوش مصنوعی: دو نادانی زبانشان را به بیهودهگویی باز کرده و به شدت متعصب شدند و از کلمات بیمعنا استفاده کردند.
هوش مصنوعی: یکی به دیگری گفت: "بیدار شو و از خسارت آینده دوری کن."
هوش مصنوعی: هر جا که در دنیا ناسزا و بدگوییای در مورد کسی بیان شده، چه به طور خاص و چه به طور عمومی،
هوش مصنوعی: شاید او هنوز نرفته باشد، اما ممکن است کسی به خاطر او صحبت کند.
هوش مصنوعی: همه را در یک جا جمع کردهام، مانند تو که از ارزش و اهمیت بالایی برخوردار هستی.
هوش مصنوعی: او زبان دیگری را به لفظ بیهوده باز کرد و به فحش و ناسزاگویی پرداخت.
هوش مصنوعی: هر چه به خاطر دشمنی و کینه میگفت، همان حرفهای توهینآمیز از طرف افراد اولیه هم مطرح میشد.
هوش مصنوعی: اینها همه در کیسهای جمع شدهاند، تا کی میخواهی از آن کیسه هزینه کنی؟
هوش مصنوعی: وقتی که زبان را به حرکت درمیآوری و سخن میگویی، چیزی را بیان کن که در ذخیرهات وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که عقل و فکر و خیالت به وجود میآورد، اگر از نوع شر و بدبختی باشد، به ضرر و آسیب منجر میشود.
هوش مصنوعی: نام شاعر بهطور قطع در میان اهل زمان شناخته شده است و شامل همه آنها میشود.
هوش مصنوعی: هرچند که عدس ظاهراً بیرون قابل دستیابی است، اما همگی درون کیسه جمع شدهاند.
هوش مصنوعی: اگرچه من شاعر خوشذوقی هستم، اما حالتی وجود دارد که نمیتوانم از آن فرار کنم.
هوش مصنوعی: مهمترین نکته این است که برخی چیزها همزمان ممکن است مفید باشند و هم مورد انتقاد قرار بگیرند. در واقع، چیزی که از نظر ظاهری خوب به نظر میرسد، ممکن است از دیدگاه دیگران مشکلاتی داشته باشد.
هوش مصنوعی: من امروز نمونهای از آنچه هستم، حالا مانند زنی هستم برای خودم.
هوش مصنوعی: من به عیبهای شعر اشاره میکنم و در عین حال میگویم که به مشک طعنه میزنم و بو میزنم.
هوش مصنوعی: من به شعر انتقاد میکنم و با شعر پاسخ میدهم و ارزش آن را به دو نیم میکنم.
هوش مصنوعی: چه کاری از دستم برمیآید؟ این ویژگی در وجود من نهفته است و از آغاز، سرنوشت من به همین شکل رقم خورده است.
هوش مصنوعی: من را برای هدفی خلق کردهاند و به این سمت سوق دادهاند.
هوش مصنوعی: هرچه تقدیر و سرنوشت برای من رقم زده است، چگونه میتوانم آن را از خودم دور کنم و از آن فرار کنم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.