«الف » اسم پیشتر از «با»
بود بسیار ظاهر و پیدا
«بی » چو آمد پدید الف در بسم
مختفی گشت همچو جان در جسم
بود پیش از وجود خلق جهان
سر وحدت چنانکه بود عیان
حکم کثرت چو یافت وصف ظهور
سر وحدت شد اندر آن مستور
نور وحدت ز کثرت ظاهر
گرچه بس ظاهر است و بس قاهر
لیک شیطان به مکر و زرق و حیل
پوشد آن را ز دیده احول
اینست آن سر که سایلی آگه
از نبی در حروف بسم الله
چون ز نا بودن «الف » پرسید
گفت شیطانش از میان دزدیدن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به مفهوم حرف «الف» و نماد آن در عالم وجود میپردازد. ابتدا «الف» به عنوان مظهر وحدت و ناشناخته در قالبی پنهان توصیف میشود که پیش از ایجاد عالم وجود بوده است. با ظهور کثرت، این وحدت مستور شده و بهظاهر کثرت جلوه میکند، اما حقیقت آن نور واحد است. در این میان، شاعر به فریبکاری شیطان اشاره میکند که سعی دارد این حقیقت را از دیدهها پنهان کند و انسان را از درک آن دور سازد. به طور کلی، شعر پیرامون تلاش برای تشخیص حقیقت از میان ظواهر است.
هوش مصنوعی: «الف» نامی بود که قبل از «با» وجود داشت و بسیار روشن و واضح بود.
هوش مصنوعی: وقتی که حرف «بی» (بیدون) ظاهر میشود، حرف «الف» در کلمه «بسم» به صورت پنهان در میآید، مانند اینکه جان در جسم وجود دارد اما قابل رؤیت نیست.
هوش مصنوعی: پیش از اینکه جهان و موجودات خلقت پیدا شوند، وجود یکتایی و یکی بودن به وضوح وجود داشت.
هوش مصنوعی: زمانی که تعدد و کثرت به وجود آید، خصوصیات و نشانههای ظهور اصل واحد در آن پنهان میشود.
هوش مصنوعی: نور یکپارچگی از تنوع و کثرت نمود پیدا میکند، هرچند که این تنوع به خوبی نمایان است و قدرت خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اما شیطان با حقهها و فریبهایش آن را از چشمهای کور پنهان میکند.
هوش مصنوعی: این سر، همان است که کسی که به آگاهی از پیامبر، در حروف بسم الله جلوهگر شده است.
هوش مصنوعی: وقتی از نبود "الف" سوال کردند، شیطان گفت که او را از میان دزدی برده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.