وآخرین وصف کان کلام بود
نه به حلق و زبان و کام بود
بر کلامش سکوت سابق نی
تهمت خامشیش لاحق نی
حق تعالی چو بی عبارت و حرف
با عدم گفته نکته های شگرف
عدم آمد ز ذوق آن سخنان
به فضای وجود رقص کنان
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
وآخرین وصف کان کلام بود
نه به حلق و زبان و کام بود
بر کلامش سکوت سابق نی
تهمت خامشیش لاحق نی
حق تعالی چو بی عبارت و حرف
با عدم گفته نکته های شگرف
عدم آمد ز ذوق آن سخنان
به فضای وجود رقص کنان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به وصف کلام الهی میپردازد که فراتر از زبان و گفتار معمولی است. او توضیح میدهد که کلام الهی نه به واسطه حلق و زبان بیان میشود و سکوت آن، دلیلی بر عدم نقص و کمالش است. در واقع، کلام خداوند بیعبارت و فراتر از واژگان است و از دل عدم و وجود سر برمیآورد، به گونهای که ناگفتهها را به فضای وجود منتقل میکند و حیات و رقصی در آن پدید میآورد.
هوش مصنوعی: آخرین توصیف آن کلام، به این معنا بود که این سخن از طریق حلق، زبان و دهان بیان نمیشود.
هوش مصنوعی: سخنان او همان سکوت گذشتهاش را ندارد و اتهام بیصدایی او به او نمیچسبد.
هوش مصنوعی: خداوند متعال، بدون واژه و سخن، با عدم به بیان نکتههای عمیق و جذاب پرداخته است.
هوش مصنوعی: وجود از شوق و لذت آن سخنان به حالت رقص در آمده و به وجود لطفی که در آنها نهفته است، پاسخ میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.