برد بیدار حق شب از بطحا
به تن او را به مسجد اقصی
کرد از آنجا مقر به پشت براق
متوجه به قطع سبع طباق
بر سماوات یک به یک بگذشت
با همه انبیا ملاقی گشت
دید هنگام عرض خلد و جحیم
هر که بود اندر آن دو جای مقیم
چون شد اطباق آسمان ها طی
ماند در سدره جبرئیل از وی
رفت از آنجا به یاری رفرف
به مقامی ز پیشتر اشرف
بلکه جایی که جا نبود آنجا
محرمی جز خدا نبود آنجا
دیدنی ها بدید آنچه بدید
وانچه بود از شنیدنی بشنید
روی از آنجا به جای خویش آورد
خوابگاهش هنوز ناشده سرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، اشاره به معراج پیامبر اسلام (ص) و سفر روحانی ایشان به آسمانها شده است. او از مکه به مسجد الاقصی منتقل میشود و از آنجا با براق به آسمانها میرود و در مسیر با پیامبران ملاقات میکند. پیامبر در آسمانها جاهای مختلفی را میبیند و به مشاهده جهنم و بهشت میپردازد. در انتها، او به مقام والایی میرسد که تنها خدا در آنجا حضور دارد و پس از این تجربه معنوی، به مکان خود بازمیگردد.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده است که حق و حقیقت بر ظلمت شب غلبه پیدا کرد و از سرزمین بطحا (مکان مقدس در تاریخ اسلام) به بدن پیامبر (ص) منتقل شد تا به مسجد الاقصی برسد. این نشان دهنده یک سفر معنوی و روحانی است که نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار میرود.
هوش مصنوعی: او از آنجا به همراه براق به سوی آسمان رفت و به سمت ستارههای وحشی و تندرو روانه شد.
هوش مصنوعی: او در آسمانها به ترتیب از کنار همه پیامبران گذشت و با هر یک دیدار کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه کردی به بهشت و جهنم، هر کسی که در آن دو مکان سکونت داشت.
هوش مصنوعی: زمانی که آسمانها در هم ترکیب شدند، جبرئیل در درخت سدره باقی ماند.
هوش مصنوعی: او از آنجا به کمک رفرف رفت و به جایگاهی رسید که از مکان قبلیاش بهتر و شایستهتر بود.
هوش مصنوعی: در جایی که برای دیگران جایی وجود نداشت، فقط خداوند حضور داشت و هیچ کس دیگر نبود.
هوش مصنوعی: هر آنچه را که باید، با چشم خود مشاهده کرد و آنچه را که باید، از دیگران شنید.
هوش مصنوعی: در آن مکان، او به جای خود بازگشت و بسترش هنوز سرد و آماده نشده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.