داد ذوالنون به بایزید پیام
کای گرفته به خواب خوش آرام
سر برآور که وقت بیگه گشت
پای در نه که کاروان بگذشت
بایزیدش جواب داد که مرد
آن بود در سرای صلح و نبرد
که رود شب به خواب از همه پیش
بامدادان رسد به منزل خویش
سر به بالین نهد به فرقت یار
صبحدم پیش او شود بیدار
لیک در مجمع طلبکاران
باشد این خواب خواب بیداران
هر که عمری ز خواب دیده نبست
ندهد این خواب یکدم او را دست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان ذوالنون و ابو یزید درباره تذکر و بیداری در زندگی معنوی است. ذوالنون به ابو یزید پیامی میفرستد که بیدار شود و از خواب غفلت خارج گردد، زیرا کاروان زندگی از دست میرود. ابو یزید پاسخ میدهد که خواب او در حقیقت آگاهی و صلح است، چرا که در زمان شب به خواب میرود و صبح با بیداری به حقیقت میرسد. او میگوید خواب واقعی به کسی تعلق دارد که عمرش را در غفلت نگذرانده باشد و به دنبال حقیقت باشد. در این حکایت، مفهوم بیداری در شناخت و ادراک اهمیت فراوانی دارد.
هوش مصنوعی: ذوالنون به بایزید پیغام داد که تو در خواب خوشی به سر میبری و آرامش را تجربه میکنی.
هوش مصنوعی: سر خود را بالا بیاور، چون شب به پایان رسیده است. پای خود را عقب نکش، چرا که کاروان از تو عبور کرده است.
هوش مصنوعی: بایزید پاسخ داد که مرد واقعی کسی است که در زمان آرامش و جنگ، رفتار و شخصیت خود را حفظ کند.
هوش مصنوعی: در شب، وقتی که همه در خواب هستند، تنها صبح زود، خورشید به منزل خود میرسد.
هوش مصنوعی: شخصی در اوایل صبح، سرش را بر بالین میگذارد و در غم فراق معشوق بیدار میماند.
هوش مصنوعی: این خواب در واقع فقط برای کسانی که بیدارند و در پی طلب خود هستند، معنا دارد و در جمع طلبکاران به شمار میآید.
هوش مصنوعی: هر کسی که در طول عمرش یک لحظه هم خواب زیاد نمیبیند، به سختی میتواند این خواب را در اختیار خودش قرار بدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.