جامی
»
هفت اورنگ
»
سلامان و ابسال
»
بخش ۲۶ - حکایت آن کریمی که دعوت سفله را اجابت نکرد تا صحبت با سفلگان عادت وی نگردد
چون سوی اینان لئیمی پی برد
لقمه ای چند از طعام وی خورد
چون بخواند سفله دیگر مرا
سویش آن لذت شود رهبر مرا
محو گردد نامم از سلک کرام
در شمار سفلگان مانم تمام
سفله ای مهمانیی آغاز کرد
سفلگان شهر را آواز کرد
خواند یک صاحب کرم را نیز هم
تا به خوانش رنجه فرماید قدم
گفت باشد نفس نادان و لئیم
زین دو وصف او دلی دارم دو نیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این حکایت، شخصیتی با تربیت و کریم از میهمانی سفلهها دعوت میشود. او متوجه میشود که رفتن به این میهمانی موجب میشود که در شمار سفلگان قرار بگیرد و نام و اعتبارش نزد افراد بافضیلت از بین برود. بنابراین، او تصمیم میگیرد که دعوت را رد کند و از صحبت با افراد پست دوری کند تا از شخصیت والایش فاصله نگیرد. این تصمیم نشاندهنده اهمیت حفظ شأن و جایگاه اجتماعی است.
هوش مصنوعی: وقتی که آدمی متوجه شد که این افراد چقدر نمکناشناس و ناپاک هستند، چند لقمه از طعام آنها را تناول کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی بیارزش دیگری به من توهین کند، آن توهین برای او مانند هدایتگری است که مرا به لذت میرساند.
هوش مصنوعی: اگر نام من از صف نیکان محو شود، تمام وجودم در شمار پستترین افراد قرار خواهد گرفت.
هوش مصنوعی: یک فرد نادان و بیارزش مهمانی را شروع کرد و از دیگر افراد مشابه خود در شهر دعوت به عمل آورد.
هوش مصنوعی: یک فرد بزرگوار را خواند که با لبخند و مهربانی خود، میتواند دلها را شاد کند و بهبود ببخشد.
هوش مصنوعی: میگوید که اگرچه نفس انسان میتواند نادان و پست باشد، اما من به خاطر این دو صفت بد از او دلی شکسته و ناراحت دارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.