خواجه یوسف همدانی - قدس سره - وقتی در نظامیه بغداد وعظ می گفت فقیهی معروف به ابن السقا برخاست و مسئله پرسید گفت: بنشین که در کلام تو رایحهٔ کفر می بینم شاید که مرگ تو نه بر دین اسلام بود. بعد از آن به مدتی آن فقیه نصرانی شد و بر نصرانیت بمرد.
هر که بینی که پس از پرورش فقر او را
در صف زنده دلان نام به ارشاد رود
باد دعوی به سر او مبر ای خواجه مباد
که از این بی ادبی دین تو بر باد رود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خواجه یوسف همدانی در نظامیه بغداد وعظ میکرد که فقیهی به نام ابن السقا از او سوالی میپرسد. یوسف از او میخواهد که بنشیند و میگوید که در سخنانش نشانههایی از کفر میبیند، و پیشبینی میکند که مرگ او ممکن است در حالی باشد که به دین اسلام پایبند نیست. پس از مدتی، این فقیه نصرانی میشود و نهایتاً بر نصرانیت میمیرد. شاعر به این موضوع اشاره میکند که حتی اگر کسی در مسیر عرفان و فقر پیشرفت کند، نباید دچار غرور و ادعای بیاحترامی به دین شود، زیرا این بیاحترامی میتواند منجر به از دست رفتن ایمان او شود.
هوش مصنوعی: خواجه یوسف همدانی در هنگام وعظ در نظامیه بغداد، با فردی به نام ابن السقا که فقیه معروفی بود، مواجه شد. ابن السقا سوالی مطرح کرد و خواجه یوسف به او گفت که بهتر است بنشیند، زیرا در سخنان او بوی کفر احساس میکند و ممکن است که مرگ او بر اساس دین اسلام نباشد. پس از گذشت مدتی، آن فقیه به نصرانیت گروید و در نهایت بر همین دین فوت کرد.
هوش مصنوعی: هر کسی را که ببینی که پس از گذراندن دوران سختی و فقر، به صف افراد با دل زنده و در نوعی هدایت و راهنمایی قرار میگیرد، بدان که او به رشد و بالندگی دست یافته است.
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، باد را به سر آن شخص نبر، مبادا که این بیاحترامی موجب نابودی دین تو شود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.