فاضلی که صورتی قبیح و هیئتی کریه داشت به فرزدق رسید وی را دید که روی او به جهت مرضی زرد شده. گفت: تو را چه بوده است که رنگ تو چنین زرد شده است؟
گفت: چون تو را دیدم از گناهان خود اندیشیدم، رنگ من چنین زرد برآمد. گفت: در وقت دیدن من چرا از گناهان خود یاد کردی؟ گفت: ترسیدم که خدای تعالی مرا عقوبت کند و همچون تو مسخ گرداند.
چون رخ زشت تو بینم، دل من
عقد اصرار گنه فسخ کند
زانکه ترسم که ز شومی گناه
قهر ایزد چو توام مسخ کند
و همین فاضل گوید که با دوستی در راهی ایستاده بودم و سخن می گفتم زنی آمد و در برابر من ایستاد و در روی من نظر می کرد. چون نظر کردن وی از حد درگذشت غلام را گفتم پیش آن زن رو و بپرس که چه می شود؟
غلام باز آمد که می گوید که چشم من گناهی عظیم کرده بود می خواستم که وی را عقوبتی کنم، هیچ عقوبت زیادت از آن نیافتم که به این زشت رو نظر کنم!
نامهٔ مردم چشمم ز گنه شسته نشد
گرچه از گریه دو صد بار پر آبش کردم
تا رهد زآتش فردای قیامت امروز
به نظر در رخ زشت تو عذابش کردم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر داستان فاضلی را روایت میکند که به فرزدق میرسد و به خاطر زشتیِ ظاهر او، دچار ترس و نگرانی از گناهانی که انجام داده، میشود. فرزدق از او میپرسد چرا چنین رنگش زرد شده و فاضل توضیح میدهد که دیدن او باعث شده به گناهانش فکر کند و بترسد که خداوند او را نیز مسخ کند. سپس فاضل از ماجرای برخوردش با زنی که به او نگاه کرده سخن میگوید و میگوید که نمیتواند از گناه نگاه به او رهایی یابد و هرچقدر هم که گریه کند، عذاب وجدانش باقی میماند. در نهایت، او در مییابد که زشتی دیگران میتواند یادآور زشتیهای درونی خود باشد.
هوش مصنوعی: فاضلی که ظاهری زشت و بدی داشت به فرزدق رسید و او را دید که به خاطر بیماری، رنگش زرد شده است. فاضلی از او پرسید: چه بر سرت آمده که اینقدر رنگت زرد شده؟
هوش مصنوعی: او گفت: وقتی تو را دیدم، به گناهانم فکر کردم و همین باعث شد رنگم به این اندازه زرد شود. پرسیدند: چرا در لحظهٔ دیدن من به گناهانت فکر کردی؟ او پاسخ داد: از این ترسیدم که خداوند مرا مجازات کند و مثل تو دگرگون شوم.
هوش مصنوعی: وقتی چهرهی ناپسند تو را میبینم، دل من دیگر نمیتواند به گناهم ادامه دهد و به سمت توبه و قطع ارتباط با آن میل میکند.
هوش مصنوعی: از این میترسم که به خاطر بدیهای خود، خداوند مرا مورد خشم قرار دهد و به حالت ناپسند و زشتی تبدیل کند.
هوش مصنوعی: این مرد دانشمند میگوید که در کنار دوستی در جادهای ایستاده بودم و در حال صحبت بودیم. ناگهان زنی آمد و مقابل من ایستاد و به من نگاه کرد. نگاه او به قدری طولانی شد که متوجه شدم باید از غلام خواسته شود که پیش آن زن برود و بپرسد چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
هوش مصنوعی: غلام برمیگردد و میگوید که چشمانش گناهی بزرگ کردهاند و میخواست او را مجازات کند. اما هیچ مجازاتی بدتر از این نیافت که به آن چهره زشت نگاه کند!
هوش مصنوعی: چرا که هنوز نامهٔ مردم گناه من را پاک نکرده است، گرچه من به خاطر این گناه به اندازهٔ دو صد بار گریسته و چشمانم را پر از اشک کردهام.
هوش مصنوعی: من امروز عذاب این چهره زشت تو را به چشم میبینم تا فردا در آتش قیامت رنجی از آن نبرم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.