بهلول بر هارون الرشید درآمد یکی از وزرا گفت: بشارت باد مر تو را ای بهلول که امیرالمؤمنین تو را بر سر قرده و خنازیر سردار و امیر گردانید. بهلول گفت: گوش به من دار و فرمان من به جا آر که از جمله رعایای منی!
به شهریاری گاو و خرم دهی مژده
رعیتی که بود خاص شهریار تویی
شمار لشکریانم ز خرس و خوگ کنی
نخست کس که درآید درین شمار تویی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: بهلول به دربار هارون الرشید میرود و یکی از وزرا به او مژده میدهد که امیرالمؤمنین او را به مقام سرداری برگزیده است. بهلول در پاسخ میگوید که او باید به او گوش دهد و از او پیروی کند زیرا خود او نیز از رعایای بهلول است. بهلول شوخیوار به وزرا میفهماند که به زودی لشکری از خرسها و خوکها خواهد داشت و او نیز به عنوان اولین نفر در این لشکر خواهد بود. این شعر به نوعی نقدی بر ساختار قدرت و نقش و ارزش رعیت در دنیای سیاست است.
هوش مصنوعی: بهلول به دربار هارون الرشید رفت. یکی از وزرا به او گفت: "خوش خبر باش ای بهلول، که امیرالمؤمنین تو را بر سر میمونها و خوکها سردار و فرمانده کرده است." بهلول پاسخ داد: "به حرف من گوش بده و دستور من را انجام بده، چون تو نیز از رعایای من هستی!"
هوش مصنوعی: با به دست آوردن قدرت و سلطنت بر گلهها و زمینهای سرسبز، خبر خوشی برای کشاورزان و رعیتها به وجود میآید که تو، بهعنوان شهریار، مورد توجه و احترام هستی.
هوش مصنوعی: مدتها قبل برآورد کردهام که سربازانم از نوع خرس و خوکاند، اما حالا نخستینی که به این جمع میپیوندد، خود تو هستی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.