اگر وصف مه می کنم مه تویی
وگر قصد ره مقصد ره تویی
وگر قصه سرو گویم بلند
مراد دلم قصه کوته توی
مرا مدعا عشق توست و بر آن
به آن رخ دلیل موجه تویی
مگر غیر من کیست مقصود تو
که بالله تویی ثم بالله تویی
نمی خواهم این کارگاه دو رنگ
که گاهی منم رنگ آن گه تویی
به یک لعب رختم به آن عرصه کش
که هم بیدق آنجا و هم شه تویی
حدیث دهانت ز جامی مپرس
کزان سر سربسته آگه تویی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف محبوبی میپردازد که همه چیز برای اوست. او میگوید که اگر از ماه حرف میزند، این مه همان محبوب است و اگر به هدفی میاندیشد، آن هدف هم وجود محبوب است. عشق به این محبوب در مرکز توجه او قرار دارد و او بیان میکند که تنها مقصودش عشق محبوب است. شاعر دوست ندارد که در این دنیای رنگارنگ تفکیک بین خود و محبوب باشد، چرا که در حقیقت، محبوب و او یکی هستند. او در نهایت اشاره میکند که هیچکس به اندازه خود محبوب از راز عشق و حقیقت آن آگاه نیست.
هوش مصنوعی: اگر من دربارهی زیبایی ماه صحبت میکنم، در واقع تو را میگویم و اگر در پی یافتن هدفی هستم، آن هدف تو هستی.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم داستان سایه بلندی بگویم، آرزوی دلم داستان کوتاه توست.
هوش مصنوعی: موضوع اصلی من عشق توست و تو دلیلی واضح برای این عشق به حساب میآیی.
هوش مصنوعی: آیا غیر از من کسی هست که خواستهات را برآورده کند؟ تو تنها به من وابستهای، و واقعاً همه چیز به تو بستگی دارد.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم در جایی باشم که همیشه در حال تغییر است و گاهی من رنگ آنجا هستم و گاهی تو.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و شکوه چهرهام، به آن میدان برو که هم بیدق (نقشی از بازی شطرنج) و هم تویی (شخص با مقام و اعتبار) در آنجا هستند.
هوش مصنوعی: در مورد صحبتهایت از پیمانهای که سرش بسته است، سوال نکن؛ زیرا تو خود از آنچه درونش است، با خبری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
بآیین یکی شهر شامس بنام
یکی شهریار اندرو شادکام
فلقراط نام از در مهتری
هم از تخم آقوس بن مشتری
چو از مکه پیغمبر ابطحی
به یثرب شد و کار دین شد قوی
به رخ بر سرشته شده گرد خوی
چو بر لاله آمیخته مشک و می
شاه زمینی و پادشاه زمانی
جز بفریدون با هیچ خلق نمانی
جد تو گرچه جهان بپیری بگشاد
تو بگشادی همه جهان بجوانی
جان ولی را همه سلامت و سودی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.