وادی عشق که جز تشنه در او نایاب است
ریگش از خون دل تشنه لبان سیراب است
خواب مرگ است در آن وادی و بیدار دلی
شده در سایه هر خاربنش در خواب است
سربنه یا سر خود گیر که این وادی را
قوت زاغان همه از مغز اولوالالباب است
خارها خم شده بر خار مغیلان گویی
جذب جان را ز تن خسته دلان قلاب است
جمع خواهی دلت اسباب جهان تفرقه کن
تخم جمعیت دل تفرقه اسباب است
صوت ابواب فتوح است صدای نی و چنگ
کو مغنی که دلم طالب فتح الباب است
لب فرو بند ز بیگانه که از دور سماع
دور به هر که نه از دایره اصحاب است
منع جامی مکن از چاشنی شربت عشق
که مگس وار فرو رفته درین جلاب است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وادی عشق اشاره میکند که تنها تشنهها میتوانند در آن حضور یابند و با خون دل خود سیراب شوند. او به خواب مرگ و بیداری قلبها در این وادی پرداخته و بیان میکند که درختان و خارها نمایانگر جذب جانهای دلتنگ هستند. شاعر از تفرقه در دلها سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که برای جمعآوری دل، باید تفرقه را کنار گذاشت. او در ادامه صدای نی و چنگ را به عنوان نداهایی برای فتح دروازههای عشق معرفی میکند و به تذکر میپردازد که باید از بیگانگان دوری کنیم. در نهایت، مضمون عشق را به شربتی تشبیه میکند که باید از آن بهرهمند شد و تأکید میکند که عشق همچون جلابی پر از شیرینی است.
هوش مصنوعی: در دشت عشق، جز افراد تشنه کسی پیدا نمیشود و خاک این سرزمین با خون دل عاشقانی که دائم در جستجوی عشق هستند، آبیاری شده است.
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، خواب مانند مرگ است و تنها دل بیدار و بیدارای وجود دارد که در سایهی هر خار و خاری، دیگران در خواب به سر میبرند.
هوش مصنوعی: یا خود را جمع و جور کن یا دیگران را فراموش کن، زیرا نیروی این مسیر فقط از اندیشه و عقل فرزندان حقیقت سرشار است.
هوش مصنوعی: خارها به حالت خمیدهای در کنار خار مغیلان به نظر میرسد که مانند قلابی، جان افراد ناامید و خسته را به خود جذب میکنند.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دلات را جمع کنی و یکپارچه باشی، باید وسایل و عوامل تفرقه را دور بریزی، زیرا ریشه ناهمگونی دل در همان عوامل تفرقه است.
هوش مصنوعی: صدای نی و چنگ، نغمهای است که به استقبال گشایش درها (پیروزیها) میآید. آن موسیقیدان، دل من آرزوی گشایش درها را دارد.
هوش مصنوعی: از گفتگو با دیگران که به جمع ما تعلق ندارند، اجتناب کن، زیرا آنها در دوردستها هستند و به دایره ما وابسته نیستند.
هوش مصنوعی: به کسی که از نوشیدن شربت عشق منع میکند، نگوید که چون مگس در شیرینی آن غرق شده است. عشق مانند شربتی خوشمزه است که همه به آن جذب میشوند و نباید از آن محروم شوند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم سر مست تو چون بخت من اندر خواب است
دهن تنگ تو چون کام جهان نایاب است
زان دم تیغ که از آب بقا سیراب است
آب بردار که صحرای فنا بی آب است
پیر کنعان نظر از راه نظر بستن یافت
چشم پوشیدن این طایفه فتح الباب است
طوق زنجیر، گریبان سورست مرا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.