باز در بزم غمت نعرهٔ نوشانوش است
عقل حیران و خرد واله و جان مدهوش است
نرسد خسته دلان را ز تو جز نیش ستم
گرچه جام لب لعل تو لبالب نوش است
اشک گرمم ز تف خون دل آید در چشم
بس که در آتش شوق تو دلم در جوش است
کسوت خواجگی و خلعت شاهی چه کند
هر که را غاشیهٔ بندگیاَت بر دوش است
بر سر بستر اندوه دهم جان آخر
چون مرا شاهد مقصود نه در آغوش است
میگذشتی و به خود زمزمهای میکردی
عمرها شد که مرا لذت آن در گوش است
قصه عشق تو جامی ز کسان چون پوشد
چهره گویاست اگرچند زبان خاموش است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از نوشیدنی غم و شوق عشق میگوید و حالتی از حیرت عقل و دل مدهوش را به تصویر میکشد. او از درد و رنجی که ناشی از عشق است، سخن میگوید؛ زیرا نه تنها خسته دلان از محبوب چیزی جز درد نمیچشند، بلکه اشکهایش نیز از شوق و آتش عشق میجوشد. شاعر به شکوه از مقام و منصب میپردازد و میگوید که این لباسها و مقامها بیارزشند اگر کسی نتواند محبوب را در آغوش گیرد. در نهایت، او به یاد لحظاتی که محبوب به او توجه میکرد، حسرت میخورد و اقرار میکند که عشقش داستانی است که گرچه شخصش خاموش است، اما زبان حالش گویاست.
هوش مصنوعی: در فضای غم تو، محفل شادمانی برپاست. عقل و اندیشه در حیرت ماندهاند و روح در حال غش کردن است.
هوش مصنوعی: افراد خسته دل از تو جز زخم و آزار نمیچشند، هرچند که جام لبان سرخ تو پر از نوشیدن است.
هوش مصنوعی: اشکهای گرم من از دل شکستهام میریزد، چون قلبم به خاطر شوق تو در حال التهاب و جوشش است.
هوش مصنوعی: هر کسی که بار بندگی را بر دوش دارد، چه سودی از لباس و مقام خواجگی و شاهی خواهد برد؟
هوش مصنوعی: در کنار لحظات غم و اندوه، جانم را در آخرین لحظات زندگی قرار میدهم، چون کسی که محبوبم است، در آغوش من نیست و شاهدی بر آرزوهایم ندارد.
هوش مصنوعی: تو در حال گذر بودی و از خودت به آرامی چیزی می گفتی. سالهای زیادی است که لذت آن صحبت هنوز در ذهن من باقی مانده است.
هوش مصنوعی: داستان عشق تو مانند جامی است که چهرهاش را میپوشاند و اگرچه زبانها خاموشند، اما خود را به وضوح نشان میدهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است
همه تن شمع زبان است، ولی خاموش است
صبحدم بلبل شوریده کجا، خواب کجا
بگذارید که از نکهت گل بیهوش است
نیست چشمی که ز آهم نبود اشک آلود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.