یاقوت لب تو قوت جان است
وصل تو حیات جاودان است
زلف تو بر آفتاب تابان
از شعر سیاه سایه بان است
بستی به لباس کج کلاهان
بر موی کمر که این میان است
راندی به لب شکر دهانان
در هیچ سخن که این دهان است
در هر آنی تویی به شانی
ما اعظم شانک این چه شان است
هر چند به هر زبان ز عشقت
هر لحظه هزار داستان است
زان دم که تو را شناخت جامی
مهر خمشیش بر زبان است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای معشوق و تأثیر او بر زندگی خود پرداخته است. او لب معشوق را منبع حیات و زلف او را به عنوان سایهای دلپذیر تشبیه میکند. زیبایی معشوق به قدری است که هر لحظه هزاران داستان عشق از دل او برمیخیزد. شاعر به عشقی عمیق و تأثیرگذار اشاره کرده و به اهمیت و مقام معشوق در زندگیاش پرداخته است. در نهایت، او به زیبایی و رازهای عشق اشاره میکند که ناشی از شناخت خود از معشوق است.
هوش مصنوعی: لبهای تو همانند یاقوت، برای من قوت و انرژی زندگی هستند و وصالت موجب حیات ابدی من میباشد.
هوش مصنوعی: زلف تو مانند سایهای پرعظمت است که بر روی آفتاب تابان میافتد و به نوعی بر زیبایی آن افزوده میشود.
هوش مصنوعی: تو نوارهای لباس افرادی که کلاههای کج دارند را به دور کمر خود بستهای، زیرا اینجا جایی است که همه چیز در آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: به خاطر شیرینی کلام و زیبایی بیان، هیچ سخنی نمیتواند با این دهان رقابت کند.
هوش مصنوعی: در هر لحظه تویی، و ما در مقایسه با تو مقام و مرتبهای نداریم. این مقام چیست که اینگونه پایین است؟
هوش مصنوعی: هرچند عشق تو به هر زبانی هزاران داستان را در بر دارد، اما من همچنان به تو فکر میکنم.
هوش مصنوعی: از زمانی که تو را شناختم، کلامم پر از محبت و مهر تو شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آنکه لطیفه های طبعت
اجرا ده صد هزار جان است
کلک تو به شکل هست ماری
کش آب حیات در دهان است
با همت تو چهار طاقی است
[...]
خورشید ممالک جهان است
شایستهٔ بزم و رزم از آن است
هر شور و شری که در جهان است
زان غمزهٔ مست دلستان است
گفتم لب اوست جان، خرد گفت
جان چیست مگو چه جای جان است
وصفش چه کنی که هرچه گویی
[...]
این باد بهار بوستان است؟
یا بوی وصالِ دوستان است؟
دل میبرد این خط نگارین
گویی خط روی دلستان است
ای مرغ به دام دل گرفتار
[...]
میخانه سرای عاشقان است
رندی که چو ماست عاشق آن است
بستان و بنوش شادی ما
جامی که به از شراب جان است
از ما نکند کناره معشوق
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.