تا عشق توام زبون گرفته ست
دل قاعده جنون گرفته ست
چون لاله مرا ز داغ عشقت
آتش به همه درون گرفته ست
گل را ز بنفشه نیست آن حسن
کز خط رخ تو کنون گرفته ست
از شحنه روزگار ما را
لعل تو خطی به خون گرفته ست
در دور لب تو ساقی بزم
دست از می لاله گون گرفته ست
زانسان که بود سکون الف را
در دل قد تو سکون گرفته ست
تا روی تو خط فزود جامی
از مهر و مهش فزون گرفته ست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شور و شوق خود اشاره میکند و از حال درونیاش میگوید. او بیان میکند که عشق معشوقش او را به حالت ضعف و جنون کشانده و دلش به شدت آتش میگیرد. زیبایی معشوق را برتر از همه گلها و درختان میداند و تأکید میکند که عشق او همچون خطی از خون در زندگیاش نقش بسته است. شاعر در ادامه به تاثیر جاذبه و زیبایی معشوق خود بر حالت روحیاش اشاره میکند و به مقایسه زیباییهای دیگر میپردازد. در نهایت، او عشق معشوق را فراتر از تمام مهرها و زیباییها میشمارد.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو دیگر رمق ندارد و تحت تأثیر عشق دچار جنون و دیوانگی شده است.
هوش مصنوعی: چون لاله، داغ عشق تو در دل من شعلهور شده است و همه وجودم را سوزانده.
هوش مصنوعی: گل و بنفشه هر کدام زیباییهای خاص خودشان را دارند، اما آن زیبایی که از چهره تو جلوهگر شده، به هیچکدام از آنها نمیرسد.
هوش مصنوعی: روزگار ما را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و عشق تو در دل ما نقش بسته است، به گونهای که گویی با خون نوشته شده است.
هوش مصنوعی: در دور لب تو، ای ساقی، جشن و شادمانی آغاز شده و دیگر به می خوش رنگ لاله دست نمیزنند.
هوش مصنوعی: از آن انسانی که در دل خود سکونی مانند الف را دارد، نشانه آرامش و ثبات تو به وضوح دیده میشود.
هوش مصنوعی: هر زمانی که بر چهرهات نقشی افزوده شود، گنجی از عشق و زیبایی در دل من شکل میگیرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.