مذهب عشق خودپسندی نیست
جز فقیری و دردمندی نیست
عشق جادوست لیک شیوه او
چشم بخشی ست چشمبندی نیست
بپسند آنچه می رسد کاینجا
ناپسندی چو ناپسندی نیست
بگذر از چند و چون که جانان را
سر چونی و برگ چندی نیست
گر لوندی ست طوف آن سر کوی
که در او پستی و بلندی نیست
هیچ یاری به از لوندان نه
هیچ کاری به از لوندی نیست
یافت جامی کمال شعر چه باک
گر سپاهانی و خجندی نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به موضوع عشق و ویژگیهای آن میپردازد و عشق را به عنوان حالتی عمیق و بیغلوغش معرفی میکند. در این متن، عشق زائیدهی فقر و درد است و نه خودپسندی، و جز نیکی به دیگران و پذیرش آنچه که به ما میرسد، نباید انتظار دیگری داشت. شاعر تأکید میکند که باید از جزئیات و موانع رها شد و به سادگی و حقیقت عشق توجه کرد، چرا که در نهایت عشق یکی از بالاترین و مهمترین مقامهاست. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که اگرچه تجملات و تفاخر در عشق وجود ندارد، زیبایی و کمال در آن خود را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: عشق واقعی به خودمحوری و خودخواهی تعلق ندارد، بلکه تنها به احساس نیاز و رنج دیگران مربوط میشود.
هوش مصنوعی: عشق جادویی است که روش آن بخشیدن نگاه است و فریفتن دیگران نیست.
هوش مصنوعی: آنچه به دست میآید را بپذیر و از آن ناراحت نباش، زیرا چیزی که ناپسند باشد، وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به جنبههای مختلف و جزئیات نپرداز و توجهت را به اصل موضوع معطوف کن؛ زیرا معشوق در ذات خود دارای خصوصیات خاصی است و نمیتوان به جزئیات بیاهمیت پرداخت.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و جذابیتی در آن کوی باشد، طوفان آنجا را فرا میگیرد؛ زیرا در آنجا هیچ گونه نیکی و بدی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ کمکی بهتر از زیباییهای دلپذیر نیست و هیچ عمل نیکویی برتر از شگفتیهای مطرح شده در عشق نیست.
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که حتی اگر شاعرانی چون سپاهانی و خجندی وجود نداشته باشند، باز هم چنانچه جامی شعر عالی و کاملی بیافریند، اهمیتی ندارد. در واقع، ارزش شعر و هنری که خلق میشود، به کیفیت و کمال آن بستگی دارد و نه به نامهای بزرگ دیگر.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در ره مصطفی نژندی نیست
برتر از قدر او بلندی نیست
مهتر قالیان و نور مرند
میلشان جز به سربلندی نیست
دو کریمند راست باید گفت
که مرا طبع کژ پسندی نیست
هر کجا دل شکستهای بینند
[...]
در دلت هیچ جای پنی نیست
زان چو تو خویشتن پسندی نیست
چون اثر در دل تو می نکند
گریه، بیرون ریشخندی نیست
گر جهان در شود بآتش و آب
[...]
در جهان آفتی گزندی نیست
که به تحویل دردمندی نیست
پیش او از غلوی سوختگان
جای برجستن سپندی نیست
بر درت بنده پایبند وفاست
[...]
لیک غافل که جز چرندی نیست
غیر افسوس و ریشخندی نیست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.