جان از آن لبها حکایت میکند
طوطی از شکر روایت میکند
هرکه میگوید حدیث سلسبیل
زان لب نوشین کنایت میکند
از رقیبان میکند پهلو تهی
جانب ما را رعایت میکند
چشم شوخش میکشد تیغ جفا
لعل جانبخشش حمایت میکند
دور ازان لب جان یکی نالان نی است
«بشنو از نی چون حکایت میکند»
زان لب همچون شکر مانده جدا
«از جداییها شکایت میکند»
قتل جامی را چه حاجت زخم تیغ
غمزهای او را کفایت میکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای لبان معشوق میپردازد و از آنها به عنوان منبعی برای حکایت عشق و جانفدایی یاد میکند. او از طوطی که از شکر صحبت میکند و افرادی که به ستایش آن لبها میپردازند، نام میبرد. شاعر اشاره دارد که رقیبان در مقابل جذابیت معشوق برتری ندارند و چشمان معشوق با تیغ جفا به دلها آسیب میزند. همچنین، شاعر از درد جدایی و غم ناشی از آن میگوید و به تأثیر یک غمزه معشوق بر دل عاشق اشاره میکند. در پایان، به نوعی بیان میشود که عشق و زیبایی معشوق به اندازهای قوی است که نیازی به زخم و آزار نیست.
هوش مصنوعی: از آن لبها جان آدمی سخن میگوید و طوطی هم داستان شیرینی را تعریف میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که دربارهی چشمهی سلسبیل صحبت میکند، در واقع به زبانی شیرین و جذاب اشاره میکند.
هوش مصنوعی: رقیبان از ما کناره گرفته و به ما توجه میکنند.
هوش مصنوعی: چشمان زیبای او با جفای خود مرا به سوی خود میکشد و لبهایش که همچون لعل است، جان مرا محافظت میکند.
هوش مصنوعی: از آن لب دور، جانم در حال ناله است. بشنو از نی که چگونه حکایت میکند.
هوش مصنوعی: از آن لبها که به شیرینی شکر ماندهاند، به خاطر جداییها درد و شکایت میکنند.
هوش مصنوعی: کشتن جامی نیازی ندارد؛ چون زخم زیبایی و ناز او به تنهایی کافی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
همین شعر » بیت ۵
دور ازان لب جان یکی نالان نی است
«بشنو از نی چون حکایت میکند»
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
همین شعر » بیت ۶
زان لب همچون شکر مانده جدا
«از جداییها شکایت میکند»
خنده از لطفت حکایت میکند
ناله از قهرت شکایت میکند
این دو پیغام مخالف در جهان
از یکی دلبر روایت میکند
غافلی را لطف بفریبد چنان
[...]
آن که بهر تو کفایت می کند
ظلم بر شهر و ولایت می کند
جانم، از جانان حکایت میکند
عندلیب از گل روایت میکند
بینوا، افتاده از گلشن جدا
«از جداییها شکایت میکند»
خسروی از بخت برخوردار باد
[...]
نی به ما ذکر بدایت می کند
زآن لب مِیگون حکایت می کند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.