گذشت از حد خروش و گریه ابر نوبهاران را
کجا دانست یارب درد و داغ دل فگاران را
مبار ای ابر روز گشت آن چابک سوار آخر
که دیده بر ره است از دیرباز امیدواران را
ازین عشق جگرخواره چه دارم چشم بهبودی
که بر داده به باد نیستی چون من هزاران را
ز جام نیم خورد او کجا یک جرعه تا بینی
چو عهد من شکسته توبه پرهیزگاران را
چنین کز باده عشرت به خواب مستی شبها
چه دانی محنت بی خوابی شب زنده داران را
سزد کز بی کسی چون من عنان دوستی پیچد
بتی کو بسته فتراک بیند شهریاران را
سمند ناز جولان ده به ره گو کشته شو جامی
اگر ضایع شود موری چه نقصان شهسواران را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و غم عمیق خود در زمینه عشق و جدایی میگوید. او به شدت تحت تأثیر احساساتش قرار دارد و به دوری و ناامیدی اشاره میکند. توصیفاتی از باران و فقدان، و نیز ناتوانی در بهبود وضعیت خویش، نشاندهندهٔ شدتی از رنج است که تنها او میتواند آن را درک کند. همچنین تمثیلهایی از باده و بیخوابی به سختیهای روحی او افزوده میشود. در نهایت، شاعر به درد و غم ناشی از بیکسی و عشق ناکام اشاره کرده و به طور استعاری به قهرمانی در میدان رنج اشاره مینماید.
هوش مصنوعی: ابرهای بهاری دیگر از حد خود فراتر رفته و به شدت میبارند. پروردگارا، آیا میدانی که دلهایی که پر از درد و اندوه هستند، چه احساسی دارند؟
هوش مصنوعی: ای ابر، روزی فرا رسیده است که سوار چابکی که مدتهاست در انتظارش بودیم، به سمت ما میآید و امیدهای دیرینه را به حقیقت تبدیل خواهد کرد.
هوش مصنوعی: از این عشق پر درد و رنج چه انتظاری دارم؟ که چشم امیدی به بهبودی ندارم، زیرا به راحتی مانند من هزاران نفر دیگر هم در حال از دست رفتن هستند.
هوش مصنوعی: او به قدری شراب نوشیده که دیگر نمیتوانی یک قطره از آن را ببینی؛ در حالی که من عهد و پیمان خود را شکستهام و به همین خاطر از پرهیزگاران دوری میکنم.
هوش مصنوعی: چنین که از شراب لذت در خواب و مستی فرو رفتهای، چه میدانی از درد و رنج کسانی که شبها بیدارند و از بیخوابی رنج میبرند؟
هوش مصنوعی: بیت به این معناست که تنها بودن و بیکس بودن من سزاوار است که به دوستی عشق و محبت بپیوندد، زیرا بتی (نماد زیبایی یا محبوب) که دوستش میدارم، به گونهای رفتار میکند که گویی همهی فرمانروایان را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: ای اسب زیبا، در راه بران و بگو که برای تو جان میدهم. اگر جامی از شراب spilled شود، زنبوری چه آسیبی به شجاعت جنگاوران وارد میکند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز ابر تیره برقی جست طرف کوهساران را
که روشن کرد هرسو شمع گلهای بهاران را
چو نرگس جام زر بگرفت و لاله ساغر یاقوت
صلای باده زد مرغ چمن پرهیزگاران را
تو نیز ای پیر دیر اندر چنین فصلی به سرمستی
[...]
بروز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
که یاران در چنین روزی بکار آیند یاران را
عجب خاری خلید از نو گلی در سینه ریشم!
که برد از خاطر من خار خار گل عذاران را
ز ناز امروز با اغیار خندان میرود آن گل
[...]
ز منع افزون شود شوق گرستن بی قراران را
که افزاید رسایی از گره در رشته باران را
ز طوفان پنجه مرجان نگردد بحر را مانع
کجا ساکن کند دست نوازش بی قراران را؟
به قدر سعی، از مقصود هر کس بهره ای دارد
[...]
کتابت کی تواند داد داد بیقراران را
سحاب خشک حسرت میدهد مشتاق باران را
چه شد دیریست کز زلف بتان بویی نمیاری
به امیدی نشاندی ای صبا امیدواران را
نمک دارد که بعد از انتظار غم ز دل بردن
[...]
نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را
سفر فیض صباح عید بخشد روزداران را
چکد خون گشته از منقار بلبل نالهٔ حسرت
طراوت از سرشک ماست پنداری بهاران را
نیارد زد قدم در عالم آزادگی هرکس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.