شد به زلفش دل شکسته اسیر
رب سهل علیه کل عسیر
صبر اندک غم فراوان است
آنچه دارم من از قلیل و کثیر
پیر من خم باده کهن است
مستفیضم ز فیض باطن پیر
رفتی از چشم و حاضر است خدای
که نیی غایبم ز پیش ضمیر
وعده بوسه با دهان مفکن
بر من خسته کار تنگ مگیر
بنده جامی اگر کشد پیشت
تحفه جان به لطف خود بپذیر
نیست بر طبع نازکت پنهان
نکته «تحفة الفقیر حقیر»



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از دلبستگیاش به معشوق میگوید و به دردی که به خاطر این عشق بر دلش سنگینی میکند، اشاره میکند. او از صبری اندک و غمی فراوان سخن میگوید و به فیضی که از پیر میگیرد، اشاره دارد. در دلنگرانی برای غیاب معشوق، او معتقد است که خداوند همیشه ناظر است و به وعدههای معشوق اشاره میکند. شاعر از عشق و بندگی خود برای معشوق میگوید و به این نکته میپردازد که احساساتش از هر چیز دیگری عمیقتر است. در نهایت، او از معشوق میخواهد که لطف خود را نثار او کند و تحفهای بپذیرد.
هوش مصنوعی: دل شکسته من در زلف او گرفتار شده است و این برای او کاری آسان است، در حالی که برای من هر سختی دشوار و سنگین به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: صبر کم، باعث میشود که غمها زیاد به نظر برسند؛ آنچه من دارم، چه کم باشد و چه زیاد، این را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: من از تجربه و wisdom پیر و خمر کهنه بهرهمند شدهام و از عمق وجود او فیض میبرم.
هوش مصنوعی: تو از نظرم رفتهای، اما خدایی که همیشه حاضر است، باعث میشود که من هرگز از قلبم گم نشی.
هوش مصنوعی: از من خسته لطفا قول بوسهات را با زبانت فراموش نکن و مرا تحت فشار قرار نده.
هوش مصنوعی: اگر بندهای جامی از عشق و ارادت به تو هدیه کند، لطفاً با کمال مهربانی آن را بپذیر.
هوش مصنوعی: نکتهای که به آن اشاره شده، برای روح حساس و لطیف تو پنهان نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت شبگیر بانگ نالهٔ زیر
... یر
دوستا، آن خروشِ بربط تو
خوشتر آید به گوشم از تکبیر
زاری زیر و این مدار شگفت
[...]
دل و دامن تنور کرد و غدیر
سرو و لاله کناغ کرد و زریر
ای زده تکیه بر بلند سریر
بر سرت خز و زیر پای حریر
شاعر اندر مدیح گفته تو را
که «امیرا هزار سال ممیر»
ملک را استوار کردهستی
[...]
خواجه بوسعد عمدة الملکی
همچنین سالها بمانی دیر
عقل را دانش تو گیرد دست
آز را بخشش تو دارد سیر
عدل را ظلم خواست کرد تباه
[...]
نه در آید به ذات او تغییر
نه قلم وصف او کند تحریر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.