دل من که بس مبتلا بینمش
ازان شوخ در صد بلا بینمش
دل از وی نگه داشتن مشکل است
که شکلی عجب دلربا بینمش
رقیبانم از وی جدا ساختند
خدایا کز ایشان جدا بینمش
شب تیره هر کس به فکری و من
در آن غم که فردا کجا بینمش
خوش آن مه که یک ذره خرسندیم
نباشد اگر سالها بینمش
به ره چند سایم رخ آیا بود
که روزی بر آن پشت پا بینمش
ازان گشت بیگانه جامی ز خویش
که با درد عشق آشنا بینمش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج عاشقانه خود سخن میگوید و به محبوبی اشاره میکند که زیباییاش دل و جان او را گرفتار کرده است. او از جدایی رقیبانش و سختی نگهداری دل از این عشق سخن میگوید. شبهای تاریک را با تفکراتش میگذراند و نگران این است که در آینده، محبوبش را کجا خواهد دید. در نهایت، شاعر به آشنایی خود با درد عشق و اثرات آن بر زندگیاش اشاره میکند و از احساس غربت و جدایی میگوید.
هوش مصنوعی: دل من که به خاطر آن معشوق زود رنج و بازیگوش، پر از مصیبت و درد است، به خاطر آن شیطنت او، صدها مشکل و سختی را متحمل میشود.
هوش مصنوعی: نگاه کردن به او برایم سخت است، زیرا زیبایی شگفتانگیزی را در او میبینم که دل را میرباید.
هوش مصنوعی: خدایا، رقیبانم مرا از او جدا کردهاند، کاش بتوانم از آنها دور شوم و او را ببینم.
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، هر کسی به فکر و خیالی مشغول است، اما من در غم این هستم که فردا او را کجا ببینم.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آنماه که اگر حتی یک ذره از او راضی باشم، مهم نیست که سالها او را ببینم یا نه.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است روزی به کسی که با او در راه هستم، پشیمان و به او پشت پا بزنم؟
هوش مصنوعی: به خاطر آشنایی با درد عشق، خود را از دیگران جدا میدانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.