ساقی بده ز خم صفا یک دو جام خاص
تا یابم از کدورت خود یک دو دم خلاص
باشد به قدر لطف سخنور سخن لطیف
از گفته های عام مجو نکته های خاص
بر خصم جور پیشه مکن تیغ انتقام
در کیش عشق عفو ز قاتل به از قصاص
لطف عمیم دوست مرا خاص خویش خواند
ورنه مرا چه حد که زنم لاف اختصاص
طی کن به گام صبر و توکل طریق فقر
خواص ازین معامله شد قدوه خواص
بر گوش شیخ نعره مستان بود گران
لیت الزمان یفرغ فی اذنه الرصاص
جامی به قید حلقه آن زلف دل بنه
اذ لاخلاص منه بحال و لامناص



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ساقی میخواهد که دو جام شراب خالص به او بدهد تا از کدورت خود رهایی یابد. او تأکید میکند که در سخن لطیف و دقیق باید به نکتههای خاص توجه کرد و به جای انتقامجویی، عفو و گذشت را در عشق در پیش گرفت. همچنین شاعر در مورد فقر و توکل به خدا صحبت میکند و مسیر زندگی را با صبر و شکیبایی طی میکند. او به عشق و وابستگی خود اشاره میکند و بیان میکند که در این عشق راه فراری وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطفاً از شراب صاف و خالص یک یا دو جام به من بده تا از نگرانیها و غمهایم اندکی رها شوم و خوشی لحظهای را تجربه کنم.
هوش مصنوعی: سخن لطیف و زیبا به اندازهی لطف و محبت گوینده باید باشد و نباید در میان سخنان عمومی و معمولی، به دنبال نکات خاص و عمیق بگردی.
هوش مصنوعی: در برخورد با دشمنان خود، انتقام را برگزین و این عمل را در راه عشق انجام نده. بهتر است که از بخشش سخن بگویی تا اینکه بخواهی قصاص کنی.
هوش مصنوعی: دوست مهربانم من را به عنوان شخص ویژهای شناخت و مورد محبت قرار داد، وگرنه من چه ارزشی داشتم که بخواهم درباره خودم ادعای خاص بودن کنم.
هوش مصنوعی: با گامهای صبر و توکل، راه فقر را بپیمای و بدان که در این راه، اشخاص خاصی به الگو تبدیل شدند.
هوش مصنوعی: بر گوش شیخ صدای پرشوری بلند است و زمان مانند گلولهای در گوش او تکرار میشود.
هوش مصنوعی: دل در دام زلف تو گرفتار است و هیچ رهایی از این وضعیت نیست. هر چه در پی آزادی باشم، نمیتوانم از این وابستگی و اسارت خارج شوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای دل ز غم منال که از گردش زمان
تنها تو نیستی به جفای زمانه خاص
خاصیتی است مردم این روزگار را
نتوان به هیچ روی شدن منکر خواص
گر فیالمثل هزار نکویی کنی به خلق
[...]
ساقی بیار لعل مذاب رحیق خاص
باشد که یابم از غم دل یک زمان خلاص
ما را به آب چشمه ی حیوان چه حاجتست
لعل لب تو چشمه ی نوش است در خواص
آنجا که قید زلف تو دام بلا نهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.