گر دهد بوی صحبت تو نسیم
نکنم یاد خلد و ذکر نعیم
چون منجم خط تو دید سترد
رقم مه ز صفحه تقویم
چند پرسیم نرخ گوهر وصل
کرده از اشک آستین پرسیم
گر گشایی به حرف میم دهان
جوشد آب بقا ز چشمه میم
همچو آب حیات اگر گذری
بر سر خاک کشتگان قدیم
منکر حشر را شود روشن
سر «یحیی العظام و هی رمیم »
جامی از خانقه به میکده رفت
این بود مقتضای طبع سلیم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان شور و شوق خود برای وصال محبوب میپردازد. او احساس میکند که بوی گفتوگو با معشوق بهشت را از یادش میبرد و تأثیر خط او را روی سرنوشتش ملموس میبیند. شاعر به دنبال فهم قیمت و ارزش وصل است و از اشکهایش نجوایی از درد و خواستههایش را بیان میکند. با اشاره به قدرت کلام معشوق، او بر این باور است که در لحظهای که معشوق سخن بگوید، به زندگی و جاودانگی دست پیدا میکند. در نهایت، شاعر بیان میکند که با روی آوردن به میکده و نوشیدن از چشمه عشق، به ذات خود نزدیکتر میشود و این نشاندهنده تطبیق با طبع سلیم اوست.
هوش مصنوعی: اگر بوی گفتگو با تو به مشامم برسد، دیگر به یاد بهشت و نعمتهای آن نخواهم بود.
هوش مصنوعی: وقتی منجم به خط تو نگاه کرد، مانند این بود که رقم ماه را از صفحه تقویم پاک کرده است.
هوش مصنوعی: چند بار باید از قیمت و ارزش عشق بپرسیم، در حالی که درد و اندوه خود را در آستین پنهان کردهایم؟
هوش مصنوعی: اگر به حرف میم اشاره کنی، زندگی و جاودانگی از چشمهای نهر خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر همچون آب حیات از کنار خاک مردگان گذشتهای، تأثیر عمیقی در دل و روح خود احساس کن.
هوش مصنوعی: کسی که به قیامت و زندگی پس از مرگ اعتقاد ندارد، در برابر یحیی که استخوانهای پوسیده را زنده میکند، به حقیقت پی میبرد.
هوش مصنوعی: یک نفر به دلیل طبیعت پاک و سالمش از مسجد به میخانه رفت و این اقدامش نتیجهای طبیعی بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
صد هزار آفرینِ ربِّ علیم
باد برابرِ رحمت ابراهیم
آفتابِ ملوکِ هفت اقلیم
که بدو نوشد این جلالِ قدیم
از پی خرّمیِ باغِ ثنا
[...]
حاجیان آمدند با تعظیم
شاکر از رحمت خدای رحیم
جسته از محنت و بلای حجاز
رسته از دوزخ و عذاب الیم
آمده سوی مکه از عرفات
[...]
ای نسیم صبا تحیت من
برسان نزد خواجه ابراهیم
آنکه چون خلق او نداند بود
در بهاران به باغ بوی نسیم
ای کریمی که در کرم چون تو
[...]
مست و شادان در آمد از در تیم
کرده بیجاده جای در یتیم
زیر خط زبر جدش میمی
زیر زلف معنبرش صد جیم
زیر آن جیم طوبی و فردوس
[...]
روی بازار ملک هفت اقلیم
پشت حق بوالمظفر ابراهیم
شهریاری که طول عرض فلک
همتش را نیامدست جسیم
کوه با حلم او به مایه سبک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.