بگشا دری از تیغ جفا سینه ما را
وز سینه برون بر غم دیرینه ما را
چون ناوک دلدوز تو راحت نرساند
هر مرهم راحت که رسد سینه ما را
ماییم و دل صاف چو آیینه چه داری
محروم ز عکس رخت آیینه ما را
تو شاهی و ما عور و گداییم چه نسبت
با اطلس زربفت تو پشمینه ما را
ما را اگر از کینه به پهلو ندهی راه
این بس که به دل جای دهی کینه ما را
گر جلوه کنان بگذری آدینه به مسجد
بتخانه کنی مسجد آدینه ما را
جامی چه کنی گنج هنر عرض چو آن شوخ
قدری ننهد حاصل گنجینه ما را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ درد و رنج عاشقانهاست که شاعر از معشوق خود میخواهد تا دری از مشکلاتش بگشاید و غمهای دیرینهاش را از سینهاش بیرون کند. شاعر به حسرت و ناامیدی خود اشاره میکند و میگوید که هیچ مرهمی نمیتواند بر جراحتهایش التیام بخشد. او خود را در مقابل معشوقی بلندمرتبه و با شکوه احساس میکند و نسبت به مقام او، احساس حقارت مینماید. همچنین، بر این نکته تأکید میکند که اگر معشوق به او بیتوجهی کند، حتی کینه و نفرتی که در دل دارد، ناگزیر بر او غلبه خواهد کرد. در نهایت، شاعر به ناامیدی از دریافت هنر و زیباییهای واقعی در عشق اشاره میکند، چرا که گنجینهٔ عشق برای او بیارزش به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: در اینجا شخصی از دردی که در دل دارد سخن میگوید و میخواهد که درهای سختی و ظلم را از قلبش بگشایند. او آرزو دارد که غم و اندوهی که مدتها در سینهاش جا گرفته، از دلش بیرون بیاید و آزاد شود.
هوش مصنوعی: عاشقانه تو به من آرامش نمیدهد، هر درمان و وضعیتی که برای آرام کردن دل ما بیاید، فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: ما دلهامان صاف و پاک مثل آیینه است، پس چه چیزی داری که از دیدن تصویر چهرهات محروم باشی؟
هوش مصنوعی: تو پادشاهی و ما در فقر و ذلت زندگی میکنیم. چه ربطی دارد بین پارچهٔ گرانبهای تو با پشمهای سادهٔ ما؟
هوش مصنوعی: اگر تو از روی کینه به ما آسیب نرسانی، این کافی است که در دل خود، کینهات را از ما نگهداری.
هوش مصنوعی: اگر در روز جمعه با زیبایی و جلوهای دلفریب از کنار ما بگذری، مسجدمان را به کعبه و بتخانه تبدیل خواهی کرد.
هوش مصنوعی: اگر هنر و گنجی داشته باشی، چه فایدهای دارد وقتی که آن معشوق بازیگوش و مغرور به ما توجهی نمیکند و دستاوردهای ما را نادیده میگیرد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بر سینه خود یار نهد سینه ما را
تا تازه کند حسرت دیرینه ما را
در کسوت فقریم تن آسوده سزد فخر
بر جامه زر خرقه پشمینه ما را
زان سینه که باشد تهی از کینه اغیار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.