چند روزی می برد بخت بد از کوی توام
باز قلاب محبت می کشد سوی توام
دور ازین در هم منت گویم دعا هم جان و دل
هر کجا هستم به جان و دل دعاگوی توام
سوی خود می خوانیم چون آمدم می رانیم
می ندانم چون کنم درمانده خوی توام
بگذرد زین سقف زنگاری مرا ایوان عیش
گر فتد روزی نظر بر طاق ابروی توام
رخ نهفتی تا بمیرم بی تو من خود زیستم
زین گنه تا زنده ام شرمنده روی توام
در چمن گشتم بسی چون آب نامد در کنار
تازه سروی چون نهال قد دلجوی توام
خون جامی گر بریزی آن بود لطفی عظیم
لیک می آید دریغ از دست و بازوی توام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجربۀ عشق و دوری میگوید و احساس ناتوانی خود را در برابر بخت بدی که او را از محبوبش دور کرده، بیان میکند. او در هر حالی، حتی در دوری، دعاگوی محبوب است و در واقع به او دل بسته است. شاعر به یأس و ناامیدی در مواجهه با دوری عشق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر به وصال نرسد، محبت به محبوب در وجودش باقی خواهد ماند. او همچنین از زیبایی محبوب و تأثیر عمیق آن بر زندگیاش صحبت میکند و آرزو دارد که روزی بهخاطر او دچار خوشی شود، هرچند نگران از دست رفتن او نیز هست. در نهایت، احساساتی چون شوق و ندامت در برابر عشق بزرگش را بیان میکند.
هوش مصنوعی: مدتی است که بخت شوم من از کنار تو دور شده، اما هنوز عشق و محبت به سمت تو مرا میکشاند.
هوش مصنوعی: من از دور از این در به تو دعا میکنم و در هر شرایطی با تمام جان و دل برای تو خیر و برکت میطلبم.
هوش مصنوعی: ما تو را به سمت خود دعوت میکنیم، اما وقتی میآیی، ما تو را میراندیم. نمیدانم چه کار باید بکنم، زیرا در این وضعیت دچار سردرگمی و ناامیدی هستم.
هوش مصنوعی: اگر روزی از این سقف آلوده بگذرم و به خوشیها دست یابم، به یاد ابروی تو میافتم و نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: چهرهات را پنهان کردهای و من بیتو به مرگ نزدیکم. من به خاطر این گناه تا زمانی که زندهام، در برابر روی تو شرمنده هستم.
هوش مصنوعی: در باغ و چمن به دنبال تو گشتم، ولی نتوانستم به درستی تو را پیدا کنم. احساس میکنم مانند آبی هستم که در کنار درختی خوشقیافه و سرسبز نیستم، شبیه یک درخت جوان که در کنار دلربا و خوشمنظره تو قرار ندارد.
هوش مصنوعی: اگر کمی از جام خون بریزی، این کار فضیلت بزرگی خواهد بود، اما از دید من، دلم برای تواناییها و قدرتهای تو میسوزد و ناراحت میشوم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرچه روزی چند دور از کعبهٔ روی توام
هرکجا هستم من مسکین دعاگوی توام
از ره صورت به صد روی از تو مهجورم ولی
چون به معنی بنگری بنشسته پهلوی توام
خاک گشتم بر سر راه وفا و همچنان
[...]
نیست حد آن که گویم: بنده روی توام
دیگری گر بنده باشد، من سگ کوی توام
چشم شوخت ناوک اندازست و ابرویت کمان
کشته چشم تو و قربان ابروی توام
بر امید آنکه یک دشنام روزی بشنوم
[...]
بسته شد بر رشته جان موی گیسوی توام
می کشد هر سو که می افتد گره سوی توام
بس که می گردد بگرد ماه رخسارت ز رشک
کرد مانند سر مویی سر موی توام
در دل از تأثیر مهرست این که همچون ماه نو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.