عاشقم بیچاره ام درمانده ام
بی دل و بی دین ز دلبر مانده ام
عاشقی با خواب و خور ناید درست
لاجرم بی خواب و بی خور مانده ام
تا چو جام می ز دستم رفته ای
با دل پر خون چو ساغر مانده ام
روز و شب در انتظار مقدمت
چشم بر ره گوش بر در مانده ام
چون زدی تیغی مکن بس زانکه من
زنده بهر تیغی دیگر مانده ام
رفته ام در باغ وز شوق قدت
روی بر پای صنوبر مانده ام
جامی از من سجده طاعت مجوی
چون من اکنون پیش بت سرمانده ام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و روز عاشقی سخن میگوید که به شدت گرفتار عشق است و به دلیل دوری محبوب، بیقرار و درمانده شده است. او از بیخواب و بیخور بودن خود میگوید و ابراز میکند که تمام روز و شب را در انتظار دیدار معشوق سپری میکند. شاعر به تیغی که از محبوبش بر دوش دارد اشاره میکند و نشان میدهد که علیرغم درد و رنج عشق، همچنان به عشق ادامه میدهد. در نهایت، او به وضعیتش اشاره میکند که در باغ شوق محبوب، تنها مانده و از خود و سجده برای محبوب فاصله گرفته است.
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و بیچاره شدهام، در فشار و困ش بسیار هستم، نه دل دارم و نه دین، و از محبوبم دور ماندهام.
هوش مصنوعی: عاشق بودن باعث میشود که خواب و خوراک آدم به هم بریزد. به همین خاطر، من اکنون نه خواب دارم و نه خوراک.
هوش مصنوعی: من در حال حاضر با دلی پر از درد و افسوس مانند ساغری باقی ماندهام که همانند جام می، از دستم رفتهای.
هوش مصنوعی: در روز و شب منتظر آمدن تو هستم و چشمانم به راه و گوشهایم به در دوخته شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که ضربهای به من زنی، دیگر بیشتر از این نزن، چون من هنوز برای تحمل ضربات دیگری زندهام.
هوش مصنوعی: در باغ قدم زدهام و از شوق دیدن زیبایی تو، مانند درخت صنوبر ایستادهام و نمیتوانم حرکت کنم.
هوش مصنوعی: هرگز انتظار نداشته باش که من به چیزی جز عشق و پرستش محبوب خود سجده کنم؛ چرا که در حال حاضر تمام وجودم در خدمت معشوق آمده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بستهٔ یار قلندر ماندهام
زان دو چشمش مست و کافر ماندهام
تا همه رویست یارم همچو گل
من همه دیده چو عبهر ماندهام
بر دم مار آمدم ناگاه پای
[...]
یا رسول الله بس درماندهام
باد در کف ، خاک بر سر ماندهام
رحمتی فرما که بس درمانده ام
در کف صد غصه مضطر مانده ام
من یکی در کار خود درمانده ام
پای در گل دست در سر مانده ام
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.