بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارم
ولی تاثر دیگر دارد این سوزی که من دارم
مگر روز تو را شب سازم از بی مهری ای گردون
که بی آن مه ز شب کم نیست این روزی که من دارم
چه رنجاند طبیبم چون بود صد درد را مرهم
ز تو در سینه هر پیکان دلدوزی که من دارم
چه غم دارم ز تاریکی شبها در درون جان
بدینسان آفتاب عالم افروزی که من دارم
شدم فیروز بر وصلت به رغم چرخ فیروزه
که دارد در جهان این بخت فیروزی که من دارم
من و غم های روزافزون تو کز شادی و عشرت
نمی آساید این جان غم اندوزی که من دارم
شد امشب خواب وحشی رام من افغان مکن جامی
مبادا رم کند مرغ نو آموزی که من دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از سوز و درد دل خود که ناشی از عشق و بیمهری معشوق است صحبت میکند و میگوید که این سوز، خاص و متفاوت است. او آرزو دارد که بتواند روزها را از شبها بسازد تا از بیمهری وقت و زمان رهایی یابد. دردهای قلبی او همچنان بیشتر میشوند و حتی طبیب که باید مرهم دردها باشد، نمیتواند به او آرامش بخشد. شاعر در contraste با غم و تیرگی شب، به آتش عشق و پیروزیای که در دل دارد اشاره میکند و به رغم مشکلات و غمهای ناشی از عشق، به امید و شوق ادامه میدهد. او در پایان به خوابهایش اشاره میکند و از نگرانی برای از دست دادن لحظات شیرین زندگیاش میگوید.
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که به خاطر شمعی که روشن کردهاند، میسوزند و ناراحت میشوند، اما آتش سوزانی که من در دل دارم، تأثیری متفاوت و خاص دارد.
هوش مصنوعی: آیا میتوانم روزم را به شب بدل کنم به دلیل بیمهر و خصومت تو، ای دنیا؟ چرا که این روز من، بدون آن ماه، از شب هم کمنورتر نیست.
هوش مصنوعی: چه بلایی به سر من میآورد پزشکم، وقتی که درمان دردهایم فقط تویی. هر زخمی که بر دل دارم نتیجهی آزار توست.
هوش مصنوعی: من به خاطر تاریکی شبها هیچ غمی ندارم، زیرا در دل من نوری همچون آفتاب درخشانی وجود دارد.
هوش مصنوعی: من به رغم تمام سختیها و ناملایمات دنیا، به خوشبختی و عشق رسیدم. این بخت و اقبال خوب من به عنوان یک پیروزی بزرگ در زندگیام به حساب میآید.
هوش مصنوعی: من و غمهای روزافزون تو، از شادی و لذت آرامش نمییابیم. این روح ناراحت که من دارم، همیشه در اندوه به سر میبرد.
هوش مصنوعی: امشب خواب وحشی آن مرغی که در دل دارم، آرام و قرار گرفته است. بنابراین، ای دوست، فریاد نزن که ممکن است این مرغ نو آموز از دست برود و فرار کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهان روشن ز مهر عالمافروزی که من دارم
دلی تاریکتر از شب بود روزی که من دارم
بیا و از زلال وصل بنشان آتشم تا کی
جگرها سوزد از آه جگرسوزی که من دارم
ز آه و نالهام صدجان و دل زخمی مشو ایمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.