خوشم که رو به ملاقات یار خود دارم
امید مرهم جان فگار خود دارم
یکی ست شهر من و شهر یار من امروز
هوای شهر خود و شهریار خود دارم
هزار بار شد از خون دل کنارم پر
که کام خویش کنون در کنار خود دارم
بهار عیش مرا تازه ساخت بار دگر
نمی که بر مژه اشکبار خود دارم
مرا چو شمع نباشد به غیر سوز و گداز
تمتعی که ز شبهای تار خود دارم
گذشت عهد جوانی به کار عشق و هنوز
اگر چه پیر شدم رو به کار خود دارم
مگو که توبه ز می اختیار کن جامی
من آن نیم که به کف اختیار خود دارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شوق و اشتیاق خود به ملاقات یار صحبت میکند و این دیدار را مایهای از امید و آرامش برای روح خستهاش میداند. او ارتباط بین شهر خود و شهر یارش را با شادی و سرزندگی تعریف میکند و به یادآوری روزهای پر از درد و دلسوزی میپردازد که اکنون به آرامش رسیده است. بهار زندگیاش با عشق و احساس دوباره جوانی تازه میشود و او با وجود پیری، به عشق و فعالیتهای خود ادامه میدهد. در نهایت، شاعر به عدم توبه از مسکرات اشاره میکند و به حق انتخاب خود در زندگیاش تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: خوشحالم که به دیدن محبوبم میروم و امیدوارم بتوانم آرامش دل زخمیام را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: امروز فقط به فکر شهر خودم و محبوبم هستم.
هوش مصنوعی: من بارها با درد و غم در کنار خودم پر شدهام، اما حالا آنچه میخواهم را در نزد خود دارم.
هوش مصنوعی: بهار دوباره شادی را برای من به ارمغان آورد، اما همچنان چشمانم پر از اشک است.
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که تنها به خاطر سوختن و ذوب شدن زنده است و هیچ لذتی جز آنچه از شبهای تاریک خود به دست میآورم، ندارم.
هوش مصنوعی: عهد جوانی من به روزهای عاشقانه گذشت و حالا که پیر شدهام، هنوز هم به کار عاشقانهام مشغولم.
هوش مصنوعی: نگو که برای توبه از شراب انتخاب کن، زیرا من آن جام را نمینوشم که خودم اختیارش را نداشته باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.