چو نتوانم که بر خاک کف پایش جبین مالم
ز دورش بینم و روی تظلم بر زمین مالم
من و بوسیدن آن ساعد سیمین محال است این
گذارد کاشکی تا روی خود بر آستین مالم
چو خواهم پای بوسم آن مگس را کز لبش خیزد
نشینم پیش روی او و بر لب انگبین مالم
دوای درد دل خواهم ازان خاک سم اسپش
به دیده گل کنم بر سینه اندوهگین مالم
مپیچ از من عنان ای عمر و چندانی امانم ده
که روی اندر رکاب آن سوار نازنین مالم
به صد حشمت سلیمان وار می راند نمی گوید
که مور خسته را تا چند زیر پای کین مالم
سر من زین پس و خاک در پیر مغان جامی
چه رخ بر آستان زاهد خلوت نشین مالم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و اشتیاق عمیق خود به معشوق سخن میگوید و حسرتی را که بر دل دارد، بیان میکند. او به دوری از محبوب اشاره میکند و از ناکامی در دست یافتن به او گلایه دارد. با بوسیدن خاک پای محبوب، و آرزوی تماس با او، احساس ضعف و شیدایی خود را ابراز میکند. همچنین، شاعر به fleeting nature of life و نیاز به قدردانی از آن اشاره میکند و در نهایت به زندگی و درد دل خود در این معجون عشق میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم که در نزد او سجده کنم و پیشانیام را بر خاک پایش بگذارم، از دور فقط به تماشای او مینگرم و شکایت و دلتنگیام را بر زمین میمالم.
هوش مصنوعی: من و بوسیدن آن بازوی نازک و زیبا غیرممکن است، ای کاش او میگذشت تا من صورتش را بر آستینم بمالم.
هوش مصنوعی: وقتی بخواهم پای آن مگس را ببوسم که از لبش عسل میچکد، پیش روی او نشسته و با دقت بر روی لب او عسل میمالم.
هوش مصنوعی: میخواهم غم و درد دل خود را با خاک سم اسب او درمان کنم و این خاک را مانند گلی بر سینهی اندوهگین خود بگذارم.
هوش مصنوعی: ای عمر، دست مچرخان و مرا ترک نکن، به من کمی فرصت بده تا بتوانم در کنار آن سوار عزیز و دلنشین باشم.
هوش مصنوعی: با شکوه و عظمت سلیمان، او را به آنجا میبرد که هیچ توجهی به مور خستهای که زیر پایش قرار دارد، نمیکند و نمیپرسد که تا چه مدت باید زیر پای او بماند.
هوش مصنوعی: سرم همیشه در آستانه پیر مغان است و در حالی که بر خاک سر میگذارم، میخواهم یادآور شوم که در جلوی زاهدها که در تنهایی خود به سر میبرند، جا و مقامی ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
گهی خاک رهش بوسم گهی رخ بر زمین مالم
درون پردرد و لب پرخنده این حالت بدان ماند
که خون دل خورم پنهان و لب بر انگبین مالم
مسلمانی تو هم، ای تندخو رحمی نما تا کی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.