به عارض تو ز ماه تمام چون گویم
به لعل تو ز می لاله فام چون گویم
لبت گهی که درآید به شکرافشانی
حدیث طوطی شیرین کلام چون گویم
خوش آن زمان که تو را بینم و ز حیرانی
چنان شوم که ندانم سلام چون گویم
جفای تو همه وقتی رسد نمی دانم
که شکر این کرم مستدام چون گویم
شراب را که بر هر جا حرام می دانند
اگر ز دست تو باشد حرام چون گویم
گدای کوی تو گویم چو نام من پرسند
چو این خجسته لقب هست نام چون گویم
چو جامی از هوست می پرست شد با او
به جز حکایت صهبا و جام چون گویم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش معشوق میپردازد و زیباییهای او را توصیف میکند. او از چهره و لبان معشوق با حکایتهای شیرینی یاد میکند و حالتی از شگفتی و حیرت را در چهرهاش احساس میکند. شاعر به عدم توانایی خود در بیان عشق و ویژگیهای معشوق میپردازد و در نهایت به عشق و بندگی خود نسبت به معشوق اعتراف میکند. همچنین اشاره میکند که حتی چیزهای حرام، اگر از دست معشوق باشد، در نظرش حلال میشود.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو همچون ماه روشن است، و لبهای تو به رنگ لعل و شمع مانند، زیبا و دلانگیزند.
هوش مصنوعی: وقتی لبهای تو به خنده باز میشود و سخن میگوید، مانند طوطی شیرینزبان، چه بگویم!
هوش مصنوعی: خوشحالم وقتی تو را میبینم و چنان متعجب میشوم که نمیدانم چطور باید سلام کنم.
هوش مصنوعی: رنج و سختیهای ناشی از بیمحلی تو هر لحظه بر من میرسد، اما نمیدانم چگونه باید سپاسگزار این محبت همیشگیات باشم.
هوش مصنوعی: هر جا که مردم شراب را ممنوع میدانند، اگر شراب از دستان تو بیاید، چگونه میتوانم آن را حرام بشمارم؟
هوش مصنوعی: وقتی از من دربارهی نامم بپرسند، میگویم که من گدای کوی تو هستم، زیرا این عنوان خوشایند و ارزشمندی است.
هوش مصنوعی: وقتی که جامی پر از عشق مینوشم، در کنار آن فقط داستان شرابی خوشطعم و لطیف را میتوانم بگویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.