نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان
غم خود دور می دارم ز بزم عشرت ایشان
به جایی کاطلس شاهان نشاید فرش ره حاشا
که راه قرب یابد دلق گردآلود درویشان
مباش آن شوخ گو شرمنده ز آیین جفا کوشی
که نبود شیوه آزار در دین وفاکیشان
نه اندیشم دعایی غیر ازین کان شاه خوبان را
مبادا هیچ گه آسیبی از کید بداندیشان
مرا پیوند خویشی بود با صبر و خرد لیکن
دلم تا آشنای عشق شد بگسستم از خویشان
ز راه دل رسد اشک جگرگون دیده ما را
بلی این خانه را می آید آب تیره از پیشان
چو آید دور جامی جام گلگون دیگری را ده
بود خونابه دل بس می لعل جگرریشان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساسات و تفکرات خود درباره عشق و زهد میپردازد. او تأکید میکند که زهد و دوری از شقاوت دیگران مانع او از شرکت در بزم عشق و خوشیهای دنیا نیست. در عین حال، او بر صبر و خرد خود تکیه میکند اما به عشق آشنایی یافته و نسبت به پیوندهای دیگر بیتوجه شده است. شاعر میداند که مشکلاتی پیش خواهد آمد و به لطفت دلش میسوزد، اما همچنان اعتماد به عشق و حال دل خود را حفظ میکند. در پایان دعا میکند که در مسیر عشق، از آزار بداندیشان در امان باشد.
هوش مصنوعی: من زهد و پرهیزکاری نمیخواهم که مانع از شرکت در جشن و خوشگذرانی عاشقان شود. از غم و اندوه خود دور میشوم و به خوشی آنها میپردازم.
هوش مصنوعی: به جایی که فرش و لباس با ارزش شاهان است، نباید درویشهای بینوا و لباسهای کهنه را راه داد، چون نزدیک شدن به مقامهای بالا و معنوی به لباس و ظاهر افراد وابسته نیست.
هوش مصنوعی: مبادا که تو آن کس باشی که به خاطر ظرافت کلامش، دیگران را به زحمت بیندازد. زیرا در دین وفا، آزار و اذیت جایی ندارد.
هوش مصنوعی: من به جز این دعا فکر نمیکنم که خدایا، مبادا هیچ آسیبی به محبوبان تو از توطئهی بداندیشان برسد.
هوش مصنوعی: من رابطهای نزدیک با صبر و عقل داشتم، اما وقتی دل به عشق سپردم، از این روابط قطع ارتباط کردم.
هوش مصنوعی: از دل ما اشکهایی به چشمهایمان میریزد، و بله، اینجا آب تیره مانند نتیجهای از غم و اندوه از پیشانی ما جاری میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که میرسد که یک جام جدید و سرخ رنگ را به دست میآوریم، باید ناله و درد دل را فراموش کنیم و به شادی و سرور بپردازیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیندیش ای پسر از آفت چشم بداندیشان
بپوشان روی خوب خویش از چشم بد ایشان
به حال زار من گاهی نگاهی باز خوش باشد
که خوش باشد نگاهی گاهی از شاهان به درویشان
وفا ورزیدم و آن را هنر پنداشتم عمری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.