صوفی متاع صومعه رهن شراب کن
پیرانه سر تلافی عهد شباب کن
مستم ز نشئه می عشق پریوشی
بر یاد لعلش از دو سه جامم خراب کن
عیب است لاف عشق جوانان و عهد شیب
موی سفیدم از می گلگون خضاب کن
بدنام و شهر رانده و رسوای عالمیم
ای پارسا ز صحبت ما اجتناب کن
کسب کمال و فضل فضولی ست ای پسر
از عاشقان فضیلت عشق اکتساب کن
معنی یکی ست گرچه صور مختلف فتاد
این نکته را قیاس ز بحر و حباب کن
جامی جناب پیر مغان قبله دعاست
هر چیز کالتماس کنی زان جناب کن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نسبت عشق و جوانی و پیری میپردازد و از صوفی میخواهد که در عالم معرفت و عیش، نشانی از جوانی را حفظ کند. او با اشاره به حال خود، یادآور میشود که مستی عشق و زیبایی وجود معشوق او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. شاعر از پیری و خضاب کردن موی سفید خود میگوید و به انتقاد از کسانی میپردازد که جوانی را با ادعاهای عشق مقایسه میکنند. او همچنین به راز و رمز عشق و کمال اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که معانی عاشقانه اگرچه در ظاهر متفاوتاند، در عمق واحد هستند. در نهایت، ذکر میکند که روحانیان و پارساها باید از محافل عاشقان دوری کنند، و از پیر مغان درخواست میکند که دعا و برکت را به او ارزانی دارد.
هوش مصنوعی: درد و رنجهای جوانی را با شراب و نوشیدن به فراموشی بسپار و لباس زهد و ریاضت را کنار بگذار. اکنون که به دوره پیری رسیدهای، از لذتهای زندگی غافل نشو و عوض آنچه در جوانی از دست دادهای، خود را سرگرم کن.
هوش مصنوعی: من در مستی عشق، به یاد لبهای شیرینش، از دو یا سه جام شراب، خود را خراب کن.
هوش مصنوعی: بسیار ناپسند است که جوانان در عشق boast کنند، اما من که موهایم سفید شده، با نوشیدن شراب قرمز رنگ جوانیام را دوباره زنده میکنم.
هوش مصنوعی: ما زشتنام و طرد شده از جامعه و رسوا در چشم مردم هستیم، ای پاکدل، از همراهی با ما دوری کن.
هوش مصنوعی: کسب کمال و فضیلت کار بیهودهای است، پسر! از عاشقان یاد بگیر و عشق را به دست آور.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر چند اشکال و صورتهای مختلفی در دنیا وجود دارد، همه آنها به یک حقیقت واحد اشاره دارند. برای درک این مفهوم، میتوانی به رابطه بین دریا و حبابها فکر کنی؛ حبابها با وجود اینکه ظاهر متفاوتی دارند، همه از آب دریا ساخته شدهاند و به اصل واحدی مربوط میشوند.
هوش مصنوعی: پیر مغان که مورد احترام و دعاست، به عنوان راهنمایی در امور معنوی و درخواستها شناخته میشود. هر چیزی که از او بخواهی و درخواست کنی، به یقین مورد پذیرش قرار خواهد گرفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن
برگ صبوح ساز و قدح پر شراب کن
خورشید را ز برج صراحی طلوع ده
وانگه ز ماه نو طلب آفتاب کن
خاتون بکر مهوش آتش لباس را
[...]
هان ای رفیق خفته دمی ترک خواب کن
برخیز و عزم آن در میمون جناب کن
ساکن روا مدار تن سایه خسب را
جنبش چو ذره در طلب آفتاب کن
تا چون ستاره مشعله دار تو مه شود
[...]
ای دل ز خویش بگذر و کار خدا بکن
صافی شو از کدورت و کار صفا بکن
اکنون که پیر گشتی و دیدی ره صواب
شرمی بدار و طوبه ز کار خدا بکن
از بارگاه نفس برون شو به پای عقل
[...]
گُلبرگ را ز سُنْبُلِ مُشکین، نِقاب کُن
یعنی که رُخ بپوش و جهانی، خراب کُن
بِفْشان عَرَق ز چهره و اطرافِ باغ را
چون شیشههایِ دیدهٔ ما پُرگُلاب کُن
اَیّامِ گُل، چو عمر به رفتن شتاب کرد
[...]
ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
باب الفتوح میکده را فتح باب کن
در وجه باده خرقه پشمین ما ببر
مرهون یک دو روزه می صاف ناب کن
بر دور عمر و گردش چرخ اعتماد نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.