سیب زنخدان تو را به ز به
یافت دلم متعه الله به
دانه خال از ذقنت چون نمود
دانه چو هرگز ننماید ز به
گشت به از دانه خال آن ذقن
گرچه بود میوه بی دانه به
گفت زهی هر که بدید ابرویت
نیست بلی چاره کمان را ز زه
غم چو دهی قسمت دل خستگان
قسمت من بیش ده و پیش ده
نیست به چالاکی و چستی چو تو
نی که میان بست به چندین گره
بین لب او جامی و بی خود بیفت
باده خور و مست شو و سر بنه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای معشوق خود اشاره میکند و از زیبایی چهرهاش، به ویژه سیبزنخدان و دانه خال روی صورت او، سخن میگوید. او تأکید میکند که این زیباییها فراتر از هر میوهای است و حتی دانه خال نیز به اندازه زیبایی او اهمیت ندارد. شاعر به تلاش برای فراموش کردن غمها اشاره کرده و از مخاطبان میخواهد که در شادیها غرق شوند و از بادهخوری و مستی لذت ببرند. در نهایت، او به شیوهی جسورانه و چالاک معشوق اشاره میکند که در قلب او اثر عمیق گذاشته است.
هوش مصنوعی: سیب زیبای تو را به خوبی یافتم و دل من به تو وابسته شده است.
هوش مصنوعی: وقتی دانهای از روی ذقن تو پیدا شد، به آن دانه نگاه نکن، چون هیچگاه نمیتواند به زیبایی تو باشد.
هوش مصنوعی: یعنی اگرچه میوهای بیدانه بهتر از دانهدار باشد، اما زیبایی و جذابیت دانهی خالدار بر آن میچربد.
هوش مصنوعی: هر کس که ابروهای تو را ببیند، احساس حسرت میکند، زیرا در دنیا هیچ چارهای برای کمان عشق به جز تیر عشق تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر غم را میان دلهای خسته تقسیم کنی، من هم سهم بیشتری میخواهم و جلوتر از دیگران، بیشتر از این غم به من بده.
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه تو چالاک و توانا نیست که بتواند چنین پیچیدگیهایی را به آسانی باز کند.
هوش مصنوعی: در لابهلای لبهای او، جامی وجود دارد؛ پس بیدلیل لب به باده بزن و مستی کن و سر خود را به شوق و حال خوش بسپار.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در هوس این دو سه ویرانه ده
کار فلک بود گره در گره
چون دل شب حاملهٔ مهر گشت
بر شب حامل مه کامل گذشت
حامل یک ماهه نه بل یکشبه
تاجوری زاد در آن کوکبه
همسر گل مینشود هر گیاه
جای عبادت ننشیند گناه
عقل من ای چشم تو بادا سپید
چشم من ای روی تو بادا سیاه
روی بتابید ز روی بتان
[...]
منتی، بر جان من خسته نه
لقمه ای زآن خوان وصالم بده
ای ز همه صورت خوب تو به
صورک الله علی صورته
روی تو آیینه حق بینی است
در نظر مردم خودبین منه
بلکه حق آیینه و تو صورتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.