رمید آن آهوی مشکین ز من آه
نای عنی غزال کنت اهواه
خدا را ای صبا آگاهیم ده
که آن آهو کجا دارد چراگاه
ز ما بگریخت چون مشکین غزالی
الا یالیت شعری این مرعاه
نیارم شرح کردن آنچه دیدم
من از نادیدن آن نازنین ماه
ز خونین اشک من دانند مردم
وان لم اشک مما کنت القاه
منم در انتظار او شب و روز
نشسته گوش بر در چشم بر راه
ز طیب زلف او عطر کفن برد
چو شد با خاک جامی طاب مثواه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دوری محبوب خود، که به صورت آهویی مشکین تجسم شده، ابراز نارضایتی و اندوه میکند. او در حسرت بازگشت محبوبش به سر میبرد و خواهان اطلاع از سرنوشت اوست. شاعر به اشکهای خود اشاره میکند که نشانهای از درد فراق است و نشان میدهد که مردم از غم او باخبرند. او در انتظار بازگشت محبوب، همیشه گوش به در و چشم به راه است و به یاد عطر زلف او به سر میبرد. این حسرت و انتظار بر روح او سنگینی میکند و در نهایت، پیوندی شاعرانه با جایگاه محبوب در طبیعت و زندگی او برقرار میکند.
هوش مصنوعی: آن آهوی سیاه از من دور شده، آه نای من چون غزالیست که دوستش دارم.
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، به پروردگار بگو که ما میخواهیم بدانیم آن آهوی زیبا کجا چرا میکند.
هوش مصنوعی: او همانند غزال سرشار از عطری، از ما گریخت. ای کاش میتوانستم این لحظه را وصف کنم.
هوش مصنوعی: نمیتوانم توضیح دهم که چه چیزی را از عدم دیدن آن عزیز زیبا تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: مردم از اشکهای خونین من باخبرند، اگرچه نمیدانند چه سختیهایی را تحمل کردهام.
هوش مصنوعی: من هر لحظه و در هر زمان منتظر او هستم، با گوش به صداها و چشمانی به سمت راهی که ممکن است او از آن بیاید.
هوش مصنوعی: به خاطر خوشبو بودن زلف او، عطر کفن به هوا رفت که وقتی به خاک پیوست، جامی برای آرامش او فراهم شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی جشنِ نو آیین کرده بُد شاه
که بُد درخورْدِ آن دِیهیم و آن گاه
کجا بی جای ته ای بر همه شاه
که تا مو بسپرم آن جاگه راه
همه جا جای ته مو کور باطن
غلط گفتم غلط استغفرالله
شه انجم به پیروزی شهنشاه
محول شد برین پیروزه خرگاه
ز برج ماهی لؤلؤ پشیزه
ببرج تیره مرجان چراگاه
ز تحویل شه انجم بتعجیل
[...]
مراخود نیست عادت هجو گفتن
که کردستم طمع زین قوم کوتاه
معاذالله که من کس را کنم هجو
ز مدح گفته نیز استغفرالله
ز گنج سوخته چون ساختی راه
ز گرمی سوختی صد گنج را آه
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.