منع سماع نغمه نی می کند فقیه
بیچاره پی نبرد به سر نفخت فیه
می ده به بانگ نی که ندارم به فر عشق
پروای ریش محتسب و سبلت فقیه
واعظ به طعن باده پرستان زبان گشاد
یارب تویی پناه من از شر آن سفیه
ماییم و تیه هجر تو ای چشمه حیات
یادی بکن ز حال جگرتشنگان تیه
تشبیه می کنند رخت را به مه ولی
با او به هیچ وجه نمی بینمت شبیه
گفتی تو را به رشته جان آتش افکنم
چون شمع می کند دل من زین نشاط پیه
جامی حریم کوی مغان کعبه صفاست
طوبی لساکنیه و بشری لزایریه



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تضاد میان عشق و تقوا میپردازد. او از سختگیریهای فقیهان و واعظان بر نغمههای عاشقانه و باده پرستی گلایه میکند و احساس میکند که محبت و عشق اصلیترین نیاز اوست. در این راستا، از عواطف عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید و با اشاره به حسرت و تشنگی برای وصال معشوق، زیبایی او را با زیبایی ماه مقایسه میکند. شاعر کوی مغان را به عنوان مکانی مقدس میستاید و آن را بهتر از کعبهی مذهبی میداند، چون جایی است که عشاق میتوانند به آرامش برسند.
هوش مصنوعی: فقیه نادان از شنیدن نغمه نی جلوگیری میکند، اما خود را از درک عمیق اسرار وجود محروم میسازد.
هوش مصنوعی: بگو میزنم بر نی تا محبت را به تصویر بکشم، بدون نگرانی از نگاه محتسب و فقیه.
هوش مصنوعی: واعظ به شرابنوشان کنایه میزند و از آنها انتقاد میکند. من ای خدا، به تو پناه میبرم از شر این نادان.
هوش مصنوعی: ما هستیم و در بیابان جدایی تو، ای چشمه زندگی، یادی کن از حال آنهایی که در بیابان دلشان تشنه است.
هوش مصنوعی: تشبیه میکنند لباس تو را به ماه، اما هرگز نمیتوانم تو را با او مقایسه کنم.
هوش مصنوعی: تو گفتی که مرا هم چون شمع بسوزانی و جانم را به آتش بکشی، اما دل من از این خوشحالی و شوق مانند پیه در حال ذوب شدن است.
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی و قداست مکان مغان اشاره شده است. آنجا به مانند کعبهای است که برای ساکنانش برکات و خوشبختی به ارمغان میآورد و برای زائرانش مژدهها و نویدهای خوبی به همراه دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زین الانام خواجه قلیخان که جد او
بد شیخ بابویه سلام الوری علیه
ناگاه از جهان به جنان نقل کرد و گشت
تاریخ رحلتش ولد شیخ بابویه
زان موسوی دو اژدرگیسوی آسیه
روزم چو قیرگون دل فرعون شد سیه
عاصی شدم درست چو فرعون برخدای
تا دیدم آن شکسته سر زلف آسیه
لذت برد زپیکر نیکوش پیرهن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.