ای که از شاخ گل لطیف تری
روی خود بین به گل چه می نگری
خاک پایت شدن چه سود کند
چون تو از سرکشی نمی گذری
گر ز اغیار پوشمت چه عجب
که مرا چشم روشن دگری
یار با ما و ما به گرد جهان
آه ازین غافلی و بی خبری
ره به کوی وصال آسان است
گر کند نور عشق راهبری
شیر گردون نشایدم سگ کوی
گر مرا از سگان خود شمری
جامی از بندگان خاصه توست
نیست زین عاشقان دربدری



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوق خود اشاره میکند و از او میخواهد که خود را دریابد و به زیباییهایش توجه کند. او به احساس ناامیدی از عشق و وفاداری اشاره میکند و ناراحتی خود را از بیتفاوتی معشوق ابراز میکند. همچنین شاعر میگوید عشق واقعی راه را نشان میدهد و به اهمیت ارتباط با معشوق تاکید میکند. در نهایت، او خود را از بندگان خاص معشوق میداند و به ابراز عشقش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: ای کسی که از شاخ گل هم لطیفتر هستی، به چه دلیل به گل خیره شدهای و خود را نمیبینی؟
هوش مصنوعی: به چه درد میخورد که انسان خاک پای تو شود، وقتی که تو به خودسری و سرکشیات ادامه میدهی؟
هوش مصنوعی: اگر دیگران تو را از من دور کنند، چه شگفتی دارد که من هم به کسی دیگر چشم بدوزم.
هوش مصنوعی: دوست با ماست و ما در دوری و سفر هستیم. افسوس که از این غفلت و بیخبری رنج میبریم.
هوش مصنوعی: اگر نور عشق راهنمایی کند، رسیدن به مسیر وصال آسان میشود.
هوش مصنوعی: اگر من به مقام و جایگاه بلندی برسم، نمیتوانم به افرادی که در جایگاه پایینتری هستند، توهین کنم. اگر تو به من از سگان خود نسبت بدهی، در واقع ارزش من را پایین آوردهای.
هوش مصنوعی: این جام ویژه که از آن باده مینوشی، تنها متعلق به بندگان خاص توست و از میان این عاشقان سرگردان کسی شایسته نیست که به آن دست یابد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
این ابیات از استاد سعید نفیسی است.
استاد جمشید سروشیار در مقاله ای کیفیت انتساب اشتباه این شعر به رودکی را چنین نوشته اند : «اما کیفیت قضیه ازین قرار است که در یتیمة الدهر ثعالبی(الجزء الرابع،ص 149 طبع محمد محی الدین عبد الحمید)ذیل احول احمد بن مؤمل آمده است که وی دو بیت از اشعار رودکی را بدین دو بیت تازی ترجمه کرده است [...] استاد فقید این قطعه را از یتیمهء الدهر به کتاب خویشاحوال و اشعار ابو عبد اللّه جعفر بن محمد رودکی سمرقندی»نقل فرموده و گفته است معلوم است که رودکی دو بیت شعر داشته است بدین مضمون [...] شاید اصل آن دو بیت رودکی،چنانکه به خاطر مسعود این اوراق گذشته است،چنین بوده باشد [...]
شگفت آنکه هیچ یک از کسانی که این دو بیت ترجمهٔ نفیسی را از کتاب وی نقل کرده اند به توضیح صریح و آشکار آن مرحوم توجه ننموده و این قطعه را از رودکی پنداشته اند! از این گروه اند شادروان استاد محمد معین(مجموعهٔ اشعار دهخدا،ص 111)،براگینسکی (رودکی،آثار منظوم،ص 110)،دکتر محمد جعفر محجوب(سبک خراسانی در شعر فارسی،ص 121)،دکتر خلیل خطیب رهبر(رودکی،ص 46)و دکتر محمد دبیرسیاقی. (پیشاهنگان شعر فارسی،ص 57).»
این جهان را نگر به چشم خرد
نی بدان چشم کاندر او نگری
[...]
ای بزفتی علم بگرد جهان
بر نگردم بتو مگر بمری
گرچه سختی چو نخلکه مغزت
جمله بیرون کنم بچاره گری
نه چو تو در زمانه ناموری
نه چو نام تو در جهان سمری
عزم تو کف حزم را تیغی است
حزم تو روی عزم را سپری
نه چو کین تو ظلم را زهری
[...]
معجز معجزی پدید آمد
چون فرورید قوم او پسری
بینهادی پلید و پر هوسی
بیزمانی دراز و بیخبری
هم ازو بود و از کفایت او
[...]
شاد باش ای مؤید سکنه
ای جوانمرد مهتر هنری
نشود از تو صنعتی پیدا
تا که بر مغز کرمه ای نخوری
تا جوازه بدو تنه بکشند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.
تازههای نرمافزار گنجور