بر درت جا کنند اهل نجات
رفع الله قدرهم درجات
گر تو خواهی زکات خوبی داد
ما فقیریم و مستحق زکات
هر که دارد وقوف ازین سر کوی
لا یرید الوقوف بالعرفات
تا تو شویی ز می لب چو شکر
آب شد قند و کوزه گشت نبات
خط سبز تو زیر سایه زلف
خضر حام حوله ظلمات
مردم از لعل تو به طالع من
خاصیت بین که داد آب حیات
توبه کردی شراب خور جامی
اتبع السیئات بالحسنات



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع طلب رحمت و نیایش میپردازد. او به جایگاه اهل نجات و درجات مرتبه آنها اشاره کرده و از خدا خواسته تا خوبیهایی که مستحق دریافت آنها هستند، به آنها عطا کند. او بیان میکند که اگر درگاهی از خوبی و رحمت وجود داشته باشد، مستحقین به آنجا پناه میبرند و نیاز خود را مطرح میکنند. در ادامه، به تأثیر محبت و جمال معشوق بر روح و جان انسانها اشاره میکند، بهویژه در وصف آنکه عشق و محبت چگونه میتواند به زندگی و سعادت واقعی منجر شود. در نهایت، شاعر به توبه و اصلاح نفس پرداخته و نکتهای اخلاقی درباره جبران کارهای ناپسند با اعمال نیک ذکر میکند.
هوش مصنوعی: اهل نجات برای تو مقام و جایگاهی بسزا میسازند و خداوند درجات آنها را بالا میبرد.
هوش مصنوعی: اگر تو بخواهی میتوانی خوبیات را به ما بدهی؛ ما در شرایطی هستیم که نیازمند و مستحق کمک هستیم.
هوش مصنوعی: هر کسی که از مشخصات و ویژگیهای این مکان باخبر باشد، دیگر نیازی به ایستادن در عرفات ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که تو از می لب خود، همانند شکر شیرین بشوی، قند به آب تبدیل شده و کوزه به نبات تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: خط سبز تو زیر سایه موهای سیاه خضر، در حالتی از تاریکی و گمگشتگی است.
هوش مصنوعی: مردم میگویند که زیبایی تو شگفتیهای خاصی دارد، همانطور که آب حیات به زندگی بخشیدن معروف است.
هوش مصنوعی: توبه کردی و از نوشیدن شراب دست کشیدی، حالا خوبیها را جایگزین بدیها کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر که در راه عشق گردد مات
در جهان کمال یافت نجات
نیست کس را ز دست مرگ نجات
اُذکُروا ذکر هادِم اللّذّات
نیست کس را ز دست مرگ نجات
اُذکُروا ذکر هادِم اللّذّات
نیست کس را ز دست مرگ نجات
[...]
یا عزَّ اُقْسِمُ بِالَّذِی اَنَا عَبدُه
وَلَهُ الحجیجُ وَما حَوَت عَرفات
لا ابتَغِی بَدَلاً سِواکِ خَلیلةً
فَثِقی بِقَولی وَالکِرامُ ثقات
وَلَو اَنَّ فَوقی تربةً وَدَعَوْتنی
[...]
چون ز یاران رفته یاد آرم
آه و واحسرتا علی من مات
چون ز عمر گذشته یاد آرم
آه و واغصتا علی مافات
به حیاتست زنده موجودات
زنده لیک از وجود تست حیات
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.