هر سر مو بر دل من گر زبانی داشتی
از غم عشق تو فریاد و فغانی داشتی
بستر راحت نخواهم ای خوش آن شبها که من
بر درت بالین ز خاک آستانی داشتی
داشتی معذور ناصح بی خودیهای مرا
گر چو من دل در کف نامهربانی داشتی
سرو را با قد رعنای تو بودی نسبتی
گر ز گل رخسار و از غنچه دهانی داشتی
گر به نقد جان توانستی خریدن وصل دوست
طالب وصل تو بودی هر که جانی داشتی
من به بیماری خود خوش بودمی گر زانکه تو
گوشه چشمی به حال ناتوانی داشتی
با دو روزه زندگی جامی نشد سیر از غمت
وه چه خوش بودی که عمر جاودانی داشتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و غم عشق خود میپردازد و آرزو میکند ای کاش معشوقش با او سخن میگفت و از احساساتش آگاه میشد. او لذت شبهایی را که در آستان معشوقش خوابیده به یاد میآورد و حس میکند که در آنجا راحتی مییافته است. شاعر به ناصح خود اشاره میکند که اگر معشوقش کمی با دلسوزی برخورد میکرد، او را در بیقراریهایش درک میکرد. او همچنین به زیباییهای معشوق که با طبیعت نیز مقایسه کرده، اشاره دارد و خاطرنشان میکند که اگر امکان داشتن وصال میسر بود، هر کسی که جانی داشت، طالب او میشد. در نهایت، شاعر این را میافزاید که در طول عمر کوتاهش، از غم عشق معشوق سیراب نشده و آرزو میکند کاش عمر جاودانی برای عشق میداشت.
هوش مصنوعی: هر تار موی من اگر زبان داشت، از درد و غم عشق تو فریاد میزد و ناله سر میداد.
هوش مصنوعی: به یاد شبهایی خوشی میافتم که تو در کنارم بودی و من بر زمین در ور entrance تو میخوابیدم، نیازی به آسایش نداشتم.
هوش مصنوعی: اگر تو هم به اندازه من در دل عاشق و دلباخته بودی، شاید میتوانستی به جملات بیمعنای من عذر و بهانهای بدهی.
هوش مصنوعی: اگر تو به زیبایی و ظرافتی که داری، از گل رخسار و غنچه دهان برخوردار بودی، در آن صورت میتوانستم تشبیهی بین تو و سرو زیبا بیاورم.
هوش مصنوعی: اگر میتوانستی جان خود را با قیمت مناسب به دست بیاوری، برای وصال دوست هر کسی که جانی داشت، عاشق وصال تو میشد.
هوش مصنوعی: من از بیماری خود راضی بودم، اگر تو به وضعیت ناتوانی من با یک نگاه توجهی میکردی.
هوش مصنوعی: زندگی کوتاه مدت باعث شد که نتوانم از غمهای تو سیر شوم، ای کاش عمر جاودانی داشتی و میتوانستم بیشتر خوشی تو را تجربه کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
رحم بر خون دل آزرده جانی داشتی
بیش از این بودی به عاشق مهربان ای سنگدل
گر بت سنگین دل نامهربانی داشتی
بی خبر کی بودی از درد نهان من چنین
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.