ای دو چشمت در ستیز و کین یکی
دل یکی تاراج کرده دین یکی
زلف و خالت را نمودم جان و دل
آن یکی بربود از من این یکی
سوی هر غمخواره داری صد نظر
مردم از غم جانب من بین یکی
خواب خوش باشد شب وصل ار بود
عاشق و معشوق را بالین یکی
زان همه بوسه که دادی وعده ام
کن حواله با لب شیرین یکی
نافه گردد خوشه چین خرمنت
گر گشاید زلفت از صد چین یکی
عاشق مسکین بسی داری و نیست
همچو جامی زان همه مسکین یکی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و تضادهای ناشی از آن میپردازد. او دو چشم معشوق را مظهر ستیز و کین میداند که دل او را با خود میبرد. زلف و زیبایی معشوق جان و دلش را گرفته است، اما این عشق در کنارش حسرت و درد نیز به همراه دارد. شاعر به محبتها و بوسههای معشوق اشاره میکند و آرزو میکند که خواب وصال به حقیقت بپیوندد. او همچنین به تنهایی و بیکسی خود در میان عاشقان دیگر اشاره کرده و از محنتهای عشق خود میگوید.
هوش مصنوعی: ای چشمهای تو در حال جنگ و خصومتاند؛ یکی قلب من را میگیرد و دیگری دین و اعتقادم را به نابودی میکشاند.
هوش مصنوعی: من زیباییهای تو را به جان و دل خود تقدیم کردم، یکی از این زیباییها مرا مجذوب کرد و دیگری مرا از خود بیخود ساخت.
هوش مصنوعی: به هر مشکلی که پیش میآید، مردم توجهی به آن دارند و برای آن تعبیری دارند، اما در مورد غم من تنها یک نگاه کافی است.
هوش مصنوعی: اگر عاشق و معشوق بر سر یک بستر باشند، خواب خوشی خواهند داشت و شب وصال برای آنها خوشایند خواهد بود.
هوش مصنوعی: از تمام بوسههایی که به من دادی، حالا وعدهام را با لبهای شیرین یکی دیگر بکن.
هوش مصنوعی: اگر زلف تو از میان صد چین باز شود، خوشهچین خوش بخت میشود و نغمهها به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: بسیاری از عاشقان بیچاره را میشناسی، اما از میان آنها فقط یک نفر است که مانند جامی خاص و منحصر به فرد است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.