ای به بالا همانک می دانی
تو گلی ما همانک می دانی
گر روی در چمن ز رشک قدت
رود از جا همانک می دانی
بر تو سیم ناب و اندر سیم
سنگ خارا همانک می دانی
آهوی دام جسته ای و تو را
زلف در پا همانک می دانی
گل سوری کنایت از رخ توست
مشک سارا همانک می دانی
سر زلفت شب سیاه من است
رخ زیبا همانک می دانی
با تو جامی تنی ست زنده به جان
وز تو تنها همانک می دانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی معشوق و تأثیر او بر خود میپردازد. او به ویژگیهای ظاهری معشوق اشاره کرده و از احساسات عمیق خود در برابر او سخن میگوید. در این شعر، معشوق به مثابه گلی در باغ و زیباییهایی چون سیم و سنگ خارا توصیف میشود. همچنین، شاعر از هالهای از عشق و شیدایی در ارتباط با معشوق سخن میگوید که تمام وجود او را در بر گرفته است.
هوش مصنوعی: تو که به مقام بالا میدانی، ما هم همان را میدانیم که تو میدانی.
هوش مصنوعی: اگر به زیباییات در میان چمن بنگری، دیگران از حسادت به قد و قامتت از جا بلند میشوند، همانطور که خودت میدانی.
هوش مصنوعی: تو میدانی که بر روی نقرهی خالص، سنگ سختی مانند خارا نیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: تو مانند آهو هستی که از دام فرار کرده، اما همچنان زلف هایت به پای تو گیر کرده است و این را به خوبی درک میکنی.
هوش مصنوعی: لباس سرخ تو نماد زیباییات است و عطر سارا هم که میشناسی.
هوش مصنوعی: موهای سیاه تو شبی تاریک است و چهره زیبا تو همانطور که میدانی، درخشش خاصی دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که با تو در دنیای زنده و پر نشاطی زندگی میکنم و تنها با وجود تو است که میتوانم حقیقت را درک کنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.