گر دولت وصل را نشایم چه کنم
این راز نهان با که گشایم چه کنم
گویند به کوی او بسی می آیی
چون با دل خویش بس نیایم چه کنم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
گر دولت وصل را نشایم چه کنم
این راز نهان با که گشایم چه کنم
گویند به کوی او بسی می آیی
چون با دل خویش بس نیایم چه کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از درد جدایی و دشواریهای وصال میگوید. او به این اندیشه میپردازد که اگر نتواند به وصال محبوب دست یابد، چه باید بکند و این راز نهان را با چه کسی در میان بگذارد. همچنین، اشاره میکند که اگرچه دیگران او را به کوی محبوب میخوانند، اما دل او به تنگی و دوری از محبوب سازگاری ندارد. شاعر در نهایت به نیازی عمیق برای رسیدن به محبوب اشاره میکند.
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به وصال محبوب برسم، چه باید بکنم؟ این راز درون را با چه کسی میتوانم در میان بگذارم؟
هوش مصنوعی: میگویند که تو به خاطر او بارها به کوی او میروی، اما وقتی دل خود را با او پیوند نزنم، چه کار میتوانم بکنم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.