چه کاریست خوش دل به جانان سپردن
چو افتد به جان کار دل جان سپردن
به هرگام دشواریی پیشت آید
نشاید ره عشق آسان سپردن
چون آن کافر آید به یغما چه چاره
جز از دین گذشتن جز ایمان سپردن
ز وصلی که باشد طفیل رقیبان
بود خوشترم جان به هجران سپردن
چو نبود درین موج خیز آشنایی
خوشا رخت هستی به طوفان سپردن
میفزای گو خط بر آن لب که نتوان
به موران نگین سلیمان سپردن
فسون است اشعار جامی خوش افتد
به یار پری خوی دیوان سپردن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به معانی عشق، فراق و چالشهای آن میپردازد. شاعر از مشکلات و سختیهایی که بر سر راه عشق وجود دارد سخن میگوید و تأکید میکند که در مسیر عشق، نباید به آسانی تسلیم شد. او به این نکته اشاره میکند که در هنگام رویارویی با مشکلات و عدم وفای محبوب، گاهی بهتر است که جان را به هجران بسپارد. در نهایت، شاعر به زیبایی اشعار خود و قدرت عشق اشاره کرده و آنها را در برابر چالشها ارزشمند میداند.
هوش مصنوعی: خوشدل بودن و اعتماد کردن به محبوب چه فایدهای دارد، وقتی که کار دل به جان میافتد و جان را باید فدای دل کرد.
هوش مصنوعی: هر زمان که با سختیهایی در مسیر روبرو شوی، نباید توقع داشته باشی که عشق را با آسانی بیابی یا دنبال کنی.
هوش مصنوعی: وقتی که آن بیدین به غارت بیاید، چه راهی جز اینکه از دین خود دست بکشیم و ایمان را به او بسپاریم وجود دارد؟
هوش مصنوعی: من خوشترم که جانم را به دوری عزیزم بدهم تا اینکه در کنار او باشم و تحت تأثیر رقبای او قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: وقتی که در این طوفان برانگیخته، آشنایی وجود نداشته باشد، چه خوب است که زندگیام را به این طوفان بسپارم.
هوش مصنوعی: بیشتر از آن لب زیبا بنویس که نتوان به موریان، انگشتر سلیمان را سپرد.
هوش مصنوعی: اشعار زیبا و دلنشین جامی به دل یار مینشیند، مانند جادو، تا جایی که دیوانش را به او سپرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.