شد وقت گل به باده مرا طیلسان گرو
با زاهدان به توبه چه دارم زبان گرو
ماه زمین تویی چه عجب گر به نزد حسن
ماه زمین برد ز مه آسمان گرو
بوسی به نسیه ام بده از لب که می نهم
پیش تو در برابر آن نقد جان گرو
در داستان عشق تو بگذشت عمرها
رفتیم و دل هنوز بدین داستان گرو
رسوای کودکان شدم آری بدین سزاست
پیری که دل کند به غم هر جوان گرو
بی مهری است عادت تو وای آن که کرد
خاطر به دلبری چو تو نامهربان گرو
جامی به دور لعل لبت وجه می نداشت
تسبیح و خرقه کرد به کوی مغان گرو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و احساسات خود را در ارتباط با این عشق عمیق بیان میکند. او از زیبایی معشوق که به مانند ماه زمین است، سخن میگوید و از زهد و توبه سختی میکند که با عشقش در تضاد است. شاعر از عشقش که به او عمر داده و هنوز درگیر داستان آن است، میگوید و از ناکامیها و افسوس خود در برابر عشق و دلبری معشوق شکایت میکند. همچنین، احساس یأس و ناامیدی او از بیمهری معشوق و سرزنش به خود را در پیری و رسوایی بیان میکند. در نهایت، شاعر اعتراف میکند که به جای پرداختن به امور معنوی، تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: زمان گل و شکوفایی فرارسیده و من در حال نوشیدن شراب هستم. با زاهدان و پرهیزگاران چه ارتباطی دارم که بخواهم به توبه و بازگشت به راه راست بپردازم؟
هوش مصنوعی: شگفتا که تو همچون ماهی در زمین هستی، چه عجیب است اگر به کنار حسن، ماه زمین را از ماه آسمان بخری!
هوش مصنوعی: از لبهایت بوسهای به من بده که بعداً میتوانم جانم را در برابر این بوسه به تو تقدیم کنم.
هوش مصنوعی: در قصه عشق تو، عمرها گذشت و ما راهها را طی کردیم، اما دل مان هنوز به این داستان وابسته است.
هوش مصنوعی: من به خاطر ناتوانی و ناراحتیام به چشم دیگران خوار و رسوا شدهام. این هم جزای من است که با غم و غصه، دل خود را از جوانیهایم جدا کردهام.
هوش مصنوعی: تو به بیمحبتی عادت کردهای و وای به حال آن کسی که دلش به محبت و زیباییات خوش شده است در حالی که تو اینقدر بیرحمی.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به تصویر زیبایی از عشق و جذابیت میپردازد. او میگوید که وقتی جامی از شراب به دور لبهای زیبا و قرمز معشوق میچرخد، دیگر نیازی به تسبیح و لباسهای زاهدانه نیست. او نشان میدهد که در این فضا—در کنار معشوق، در کوی پر از شگفتیهای مغان—رها میشود و به لذتها و زیباییهای دنیا پی میبرد. به طور کلی، این بیت به اهمیت عشق و زیبایی در زندگی اشاره دارد و میگوید که گاهی اوقات باید از قوانین سخت زندگی بگذریم و از لذتهای ظاهری بهرهمند شویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.