توسنت را رکاب ماه نو است
در رکاب تو مه پیاده رو است
از عنان تو باز می ماند
مسرع وهم اگرچه تیزدو است
طاق گردون که پیشتر بستند
بهر ایوان حشمت تو خو است
آنچه دارم ز لاله زار رخت
بر دلم داغهای نو به نو است
تیغ بر خط سبز خویش مکش
کشت نوخیز ایمن از درو است
تا نمودی دو لب به میخانه
دلق و تسبیح زاهدان گرو است
جرم من گر ز حد گذشت چه باک
لطف عام تو چون شفیع شو است
داد می خواهم از تو گرچه ز ناز
گوشت آواز داد ناشنواست
گر بکاهد تمام خرمن عمر
از تو بر جامی آن به نیم جو است



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش و وصف محبوب خود پرداخته و او را چون ماه نو و نازکنرمی توصیف میکند. او با بیتابی از احساساتش میگوید که گنجینهای از محبت و داغ در دل دارد. شاعر به زاهدان اشاره میکند که تسبیح و دلق آنان به میخانهٔ محبوبش گرو است و از عذرخواهی نمیهراسد زیرا محبوبش شفیع اوست. با وجود نگرانی از خرمن عمرش، عشق به محبوب را ارزشمندتر از هر چیزی میداند و بر این باور است که محبت او همچنان پایدار باقی میماند.
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی اشاره شده که نور و نورانیت در ابتدای ماه نو به تو تعلق دارد و در واقع آن نور از دو رکاب، یعنی پاهای تو، نشأت میگیرد. این تصویر به معنی این است که توجه و ظرفیت تو به قدری بالاست که حتی روشنایی ماه هم در مقایسه با تو ناچیز است. به عبارت دیگر، تو در جماعت نورانیان و زیبایان پیشتاز هستی و دیگران در سایه تو قرار دارند.
هوش مصنوعی: این جمله میگوید که حتی اگر شخصی بسیار تند و سریع باشد، نمیتواند کنترل و هدایت را در دست بگیرد. یعنی در برخی مواقع، سرعت و چابکی هم نمیتواند تمام قدرت و تسلط را تضمین کند.
هوش مصنوعی: آسمان که پیش از این به خاطر عزت و عظمت تو ساخته شده، اکنون به خودی خود به تو افتخار میکند.
هوش مصنوعی: آنچه من از زیباییهای تو دارم، در دل من پر از یادها و احساسات تازه و دردناک است.
هوش مصنوعی: تیغ خود را بر روی خط سبز خود نکش، زیرا کشت جوان در امان است و نیازی به درو ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که لبانت را در میخانه نشان دادی، زاهدان با دلق و تسبیح خود به تو وابسته شدند.
هوش مصنوعی: اگر گناه من از حد خود فراتر رفته باشد، چه اهمیتی دارد؟ چون لطف و رحمت تو مانند شفیع عمل میکند.
هوش مصنوعی: من از تو درخواست کمک میکنم، هرچند که صدای نازنینت به گوش نرسد.
هوش مصنوعی: اگر تمام عمر خود را هم از دست بدهم، باز هم ارزشش را دارد که یک لحظه از تو داشته باشم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرکب عشق سختتیزرواست
هر زمانیش منزلی زنو است
در کنارش کشد چنانکه هواست
سرخ گل در کنار سرو رواست
آن مضاف الیه ذات تو است
یک بود ذات را مگو که دو است
این جفا کارییت که نو به نو است
مگر این جان کشته را درو است
چون ترا نیست نیم کنجد شرم
گفت من نزد تو به نیم جو است
چشم بر کشتنم گماشته ای
[...]
این گنه را که عذر داند خواست؟
وین تحکم به مذهب که رواست؟
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.