آن گل که اجل به سینه چاک افکندش
صد رخنه به جان دردناک افکندش
چون نیم شکفت غنچه بشکافته سر
تیغ ستم خسان به خاک افکندش
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
آن گل که اجل به سینه چاک افکندش
صد رخنه به جان دردناک افکندش
چون نیم شکفت غنچه بشکافته سر
تیغ ستم خسان به خاک افکندش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ ناپایداری زندگی و تأثیر ستم بر انسان است. شاعر با اشاره به گلی که بهوسیلهٔ اجل از بین رفته، به درد و رنجی که این فقدان به جان انسان میزند، پرداخته است. همچنین با تصویرسازی از شکفتن یک غنچه، بر تلخی و زحمتی که بهخاطر ظلم و ستم دیگران بر خاک افکنده شده، تأکید میکند. این شعر حس غم و اندوه را نسبت به ستم و زوال زندگی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: آن گلی که مرگ با چاک کردن سینهاش به آن آسیب زد، دلش را پر از درد و زخم کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که غنچهای که هنوز به طور کامل شکفته نشده بود، باز شد، ستمگران خسته و بیرحم آن را بیرحمانه به خاک انداختند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.