ز شوقت زنم دم زبانم بسوزد
صبوری کنم پیشه جانم بسوزد
نیارم ز دل آتشین آه بیرون
که ترسم همه خان و مانم بسوزد
چو بالای عشقت گشایم دکانی
جهد برق غیرت دکانم بسوزد
چنان گرم گشت از تب دوریم تن
که نزدیک شد کاستخوانم بسوزد
گر از خون دل بسترم تر نگردد
ز تاب تن ناتوانم بسوزد
چه سان جز غمت طعمه سازم که لقمه
ز تف درون در دهانم بسوزد
چو در دفتر اشعار جامی نویسم
زند شعله کلک و بنانم بسوزد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و محبت به معشوق سخن میگوید و مینگارد که آتش شوق او را میسوزاند. او حس میکند که صبوری را پیشه کند، اما این صبوری فقط به عذاب او میافزاید و همچنان دلش در آتش عشق میسوزد. شاعر از درد و تب عاشقانه خود میگوید و میترسد که این عشق او را به هلاکت برساند. او در نهایت از تب و شعلههای عشق به قلمش اشاره میکند که او را در نوشتن اشعارش نیز میسوزاند، به گونهای که ترس از سوختن کلک و بنانش نیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: دیگر طاقت سوزش عشق تو را ندارم، زبانم در آتش شور و شوق تو میسوزد و در عین حال صبر میکنم، چون جانم نیز در این آتش خواهد سوخت.
هوش مصنوعی: نمیتوانم از دل آتشین خود آهی بیرون بیاورم، چون میترسم که همه چیزم بسوزد و نابود شود.
هوش مصنوعی: وقتی که به عشق تو اهمیت میدهم و دکان عشق خود را باز میکنم، حس غیرت و غیرتورزی در من به قدری قوی است که ممکن است همه چیز را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: به قدری از تب و بیماری عرق کردهام و احساس گرما میکنم که به نظر میرسد استخوانهایم در حال سوختن هستند.
هوش مصنوعی: اگر از درد و رنج دل به خود بیفتم، این تن ضعیف من نمیتواند تحمل کند و میسوزد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم جز غم تو چیزی دیگری را به عنوان غذا انتخاب کنم وقتی که آتش درونم میسوزد و آن را در دهانم حس میکنم؟
هوش مصنوعی: زمانی که در دفتر اشعار جامی چیزی مینویسم، شعله قلم و دستم را میسوزاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.