گرچه صد جان در ره جانان زیان خواهیم کرد
هر چه خواهد خاطر او آنچنان خواهیم کرد
در دلش جنبید مهر از ناله ما اندکی
اندک اندک با خود او را مهربان خواهیم کرد
چاره ساز ما نشد کس در همه روی زمین
بعد ازین روی دعا در آسمان خواهیم کرد
آشنایان جهان را نیست آیین وفا
آشنایی با سگ آن آستان خواهیم کرد
نیست غیر از داستان او زبان را هیچ کام
تا زبان باشد به کام داستان خواهیم کرد
ناوک او کرد جا در استخوان ما چو مغز
قوت جان زین پس ز مغز استخوان خواهیم کرد
بس که در وصف لب نوشین او شکر شکست
نام جامی طوطی شیرین زبان خواهیم کرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و محبت به معشوق میپردازد و ابراز میکند که برای رسیدن به او حاضرند جانها را فدای عشق کنند. او تأکید میکند که تنها از طریق ناله و دعا میتوانند به دل معشوق نزدیک شوند و روابط انسانی را بیوفا میداند. همچنین، شاعر به تأثیر عمیق عشق اشاره میکند که به مانند یک تیر در جان انسان نشسته و زندگی و قدرت او را تحت تأثیر قرار میدهد. در نهایت، شاعر از زیبایی معشوق و بیان این زیباییها به زبان شیرین خود یاد میکند.
هوش مصنوعی: هرچند که برای رسیدن به معشوق هزینههای زیادی خواهیم داد و ممکن است جان خود را به خطر بیندازیم، اما هر کاری که او بخواهد، با کمال میل انجام خواهیم داد.
هوش مصنوعی: در دل او عشق به ما کمکم بیدار میشود و به تدریج میکوشیم تا او را با خود مهربان کنیم.
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا برای ما کاری نکرد، از این به بعد به دعا و درخواست از آسمان روی میآوریم.
هوش مصنوعی: در این جهان، دوستی و وفا میان انسانها وجود ندارد. ما نیاز داریم که با وفاداری یک سگ به آن درگاه آشنایی پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: تنها چیزی که وجود دارد، داستان اوست و تا زمانی که زبان وجود دارد، ما داستان را به زبان خواهیم آورد و از آن لذت خواهیم برد.
هوش مصنوعی: عشق او در دل ما نفوذ کرده است، مانند مغز که قوت و زندگی را به بدن میدهد. از این پس، ما از این عشق و قدرت درونیمان بهرهبرداری خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: به خاطر توصیف شگفتانگیز لبهای شیرین او، شکر به شکلی شکستگی پیدا میکند و ما از زیبایی آن همچون طوطیهای شیرینزبان سخن خواهیم گفت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
می روان کن ساقیا، کین دم روان خواهیم کرد
بهر یک جرعه میت این دم روان خواهیم کرد
دردیی در ده، کزین جا دردسر خواهیم برد
ساغری پر کن، که عزم آن جهان خواهیم کرد
کاروان عمر ازین منزل روان شد ناگهی
[...]
زین سپس دل را به رسوایی نشان خواهیم کرد
با غم عشق تواش همداستان خواهیم کرد
زین خراب آباد وحشت خیمه برخواهیم کند
خانه در کوی خرابات مغان خواهیم کرد
پرده از بالای چون تیر تو بر خواهیم داشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.