یارم به خانه ای که شب تار دررود
خورشید و ماهش از در و دیوار دررود
شهری درون خانه خریدار او به جان
هر دم چه حاجتش که به بازار دررود
عاشق به خلد درنرود حور عین طلب
گر دررود به رغبت دیدار دررود
بگشای تار مو که گریزد به نافه مشک
نافه به ناف آهوی تاتار دررود
صوفی ز شوق تو به چمن بس که بگذرد
چون گل مرقعش به سر خار دررود
مشتاق گل به بوی تو بیند چو بسته در
از راه جو چو آب به گلزار دررود
سوزن پی لباس سگت گر زند کسی
لاغر تنم چو رشته به سوفار دررود
آهسته کش کمان که مبادا گذر کند
تیر تو چون به سینه افگار دررود
جامی به دور لعل تو هر دم ز صومعه
آید برون به خانه خمار دررود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل عشق و شوق خود را به معشوق توصیف میکند و افکار و احساساتی را که در دل دارد، به تصویر میکشد. او به زیباییهای معشوق و جلوههای دلانگیز اشتیاق اشاره میکند و میگوید که عاشق هر لحظه در جستجوی دیدار محبوب است. محوریت شعر در عواطف و احساسات سرشار عاشقانه است که شاعر را به جایی میرساند که حتی در مقام صوفی نیز از شوق معشوق نمیتواند غافل بماند. در نهایت، این عشق و شوق او را به صورتی عمیق و نافذ به عالم عرفانی و خیالی رهنمون میکند.
هوش مصنوعی: دوست من به خانهای میآید که در شب تار، نور خورشید و ماه از تمامی گوشهها و دیوارها وارد شود.
هوش مصنوعی: در قلب خانهی خریدار، شهری وجود دارد و او نیازی ندارد که هر بار به بازار برود تا خواستههایش را برآورده کند.
هوش مصنوعی: عاشق هیچگاه به بهشت نمیرود، حتی اگر حوری را در آنجا ببیند. او فقط به خاطر عشق و اشتیاق به دیدار معشوقش به آنجا میرود.
هوش مصنوعی: به موهای بازش اشاره میکند که زیبایی و جذابیت را به نمایش میگذارد، گویی که بوی خوش مشک و لطافت آن، روح را نوازش میکند و مانند آهویی زیبا و دلربا، در دل تماشاگر حضوری شگفتانگیز دارد.
هوش مصنوعی: دلبستهی تو، صوفی چنان به شوق در چمن میگذرد که مانند گلی که بر روی خارها قرار گیرد.
هوش مصنوعی: عاشق گل وقتی بوی تو را میشنود، مانند کسی است که در را به روی راهی باز کرده و به جستجوی تو میرود؛ مثل آب که به گلزار رفته و در آنجا جاری میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی با سوزن به لباس تو آسیب بزند، من هم مانند رشتهای که در غم و اندوه در میان قلیان میریزد، لاغر و ضعیف میشوم.
هوش مصنوعی: با احتیاط تیر کمان را بکش که مبادا تیر تو به هدفی اصابت کند که نمیخواهی، مانند این که تیر به سینه کسی برود و او را زخمی کند.
هوش مصنوعی: هر لحظه، جامی که پر از زیبایی توست، از دنیای زاهدان بیرون میآید و به خانه مستی و نوشیدن میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلف تو شب بدیده دیدار در رود
عشقت بجان مردم هشیار در رود
چشمت به تیغ غمزه چو عشاق را بکشت
در خون کشته آن لب خونخوار در رود
در پیش ماه روی تو مانند ذره ها
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.