خطت کز طرف نسرین سربرآورد
به تاراج دل و دین سربرآورد
لبت آمد نگین خاتم جم
کز آنجا مور مشکین سربرآورد
دلم کآواره شد زان عارض و زلف
به روم افتاد وز چین سربرآورد
به فکر غمزه ات در خواب دیدم
که پیکانم ز بالین سر برآورد
چو شد فرهاد خاک از تربت او
گیاه مهر شیرین سر برآورد
چو سر در خرقه زاهد وصف حسنت
شنید از من به تحسین سربرآورد
به دلق فقر جامی پای پیچید
ز جیب عز و تمکین سربرآورد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی محبوبش مینگرد و از تأثیر عمیق او بر دل و جان خود سخن میگوید. او با اشاره به خطوط چهره محبوب و لبانی که به نگین جواهر میمانند، از عشق و زیباییهای او حرف میزند. شاعر در حسرت و شوق به محبوبش، یاد خاطرات و دلباختگیهای خود در برابر عشق میافکند و به تأثیر عشق بر زندگیاش اشاره میکند. همچنین، به ستایش صفات محبوب و همچنین تأثیرات معنوی و عرفانی آن اشاره دارد، و در انتها به زهد و فقر خود اشاره میکند که در زیر سایه عشق حقیقتی تازه مییابد.
هوش مصنوعی: نقش خط تو که از طرف گل نسرین سر برآورده، دل و ایمان را به یغما برده است.
هوش مصنوعی: لب تو همچون نگین بر روی انگشتری است که از آنجا، موری سیاه سر برآورده است.
هوش مصنوعی: دل من به خاطر آن چهره و موهای خوش تو پریشان و سرگردان شد و حالا که به یاد تو افتادهام، غم و افسوسی در دلم جوانه زده است.
هوش مصنوعی: خودم را در خواب دیدم که به خاطر زیبایی و نگاه تو، همچون پیکانی از سر بستر بلند شدم.
هوش مصنوعی: وقتی فرهاد به خاک سپرده شد، گیاهی به نام مهر شیرین از روی تربت او سر برآورد.
هوش مصنوعی: زمانی که زاهد در حال عبادت بود و در لباس خرقه خود نشسته بود، وقتی وصف زیباییات را از من شنید، سرش را بالا آورد و به تحسین پرداخت.
هوش مصنوعی: در لباس فقر، جامی از جایگاه و عزت خود برداشت و به آرامی از آن بلند شد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.